نوشته‌ها

نحوه صحیح ابراز علاقه به بزرگان موسیقی

📚ابراز علاقه به بزرگان موسیقی

📌 نحوه صحیح ابراز علاقه به بزرگان موسیقی

📝خسرو آواز!، پهلوان آواز!، پدر آواز!، جناب حضرت استاد!، حنجره طلا!، سلطان موسیقی!، شاه ماهی موسیقی!، سلطان قلب ها!، سلطان مشکی! خدای آواز! …
عبارات بالا نمونه ای از القابی است که ما ایرانی ها به هنرمندان مورد علاقه خود می دهیم.
در این نوشتار، نحوه شکل گیری این عبارات را ریشه یابی می کنیم و در مورد اینکه “آیا واقعا این القاب تاثیر مثبتی بر روند فعالیت موسیقی ما می گذارد؟” سخن خواهیم گفت، در آخر نیز پیشنهاداتی در این زمینه ارایه می کنیم.

▫️ما ایرانیان در طول تاریخ، عادت کرده ایم نقش فردیت و خاص بودن را، به گروه و جمع اولویت بخشیم. به واقع امورات زندگی ما بیشتر از اینکه بر اساس برنامه ریزی و تلاش جمعی باشد، برمبنای کارهای انفرادی و خاص شکل است.
شاید همین روند باعث شده است همیشه به صورت ناخودآگاه دنبال بت ساختن و خاص کردن فرد مورد علاقه خود باشیم و او را برتر از دیگران کنیم. این تفکر وقتی به عمل تبدیل می شود، لغاتی چون “سلطان آواز”، “خسرو آواز”، “پدر آواز” و… را به دنبال خود دارد.
اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم، وقتی کسی را “سلطان آواز” خطاب می کنیم، معنایش این است که بقیه سطحی پایین تری دارند، چرا که اگر بقیه هم “سلطان آواز” باشند که دیگر سلطان بودن معنا ندارد!! پس در عمل ما خواننده مورد علاقه خود را برتر از دیگران می دانیم.
البته نباید از نقش رسانه ها و سیستم تبلیغات نیز غافل شد که آن ها نیز در جهت دهی این تفکر که بستر پذیرش آن در ذهن مردم وجود دارد، فعالیت دارند و هدفی جز کسب ثروت و یا اعتبار برای خود ندارند.

▫️سوال اساسی اینجاست: اگر خواننده مورد علاقه خود را “خسرو آواز” بنامیم، واقعا چه اتفاق مثبتی برای شخص او، هنر او و موسیقی ما رخ خواهد داد؟
در وادی هنر، بزرگان، درونیات خود را کشف می کنند و با علم هنر، آن را برای دیگران بیان می کند.
به واقع هر هنرمندی، گلی است از گلستان هنر. همه گل ها زیبا هستند، و هر کدام نقش و طرفداران خاص خود را دارند. این نگاه زیباتر است یا اینکه بگویم سلیقه ما برتر از بقیه سلیقه ها هست؟ کدام نگاه باعث هم افزایی و ظهور و آرامش می شود و کدام نگاه باعث بت زایی، هم زدایی و تخریب و تشنج می شود؟

▫️شاید این سوال برای خوانندگان مطرح شود که پس چگونه و از چه راهی علاقه و انرژی خود را نسبت به بزرگان موسیقی و کسانی که مورد علاقه ما هستند نشان دهیم؟
از دیدگاه روانشناسی، انرژی درونی انسان، اگر در راه صحیح هدایت نشود، به سمت کجی و خطا پیش خواهد رفت. پس باید تلاش کنیم علاقه و عشق خود را به بزرگان موسیقی در جهتی صحیح به کار گیریم. ما در زیر راهکارهایی ساده به دوستان پیشنهاد می دهیم تا بصورت عملی بتوانید حمایت مادی و معنوی از هنرمندان مورد علاقه خود داشته باشید. البته هر کدام از ما می تواند با خلاقیت و ابتکار راهکارهای دیگری نیز داشته باشد:

۱️⃣از طریق راه های ارتباطی در زمان های منظم با آن ها در ارتباط باشید. اینکه هر کدام از ما، ماهی یکبار به یکی از هنرمندانی که مورد علاقه ما هستند تلفن، ایمیل یا پیام بزنیم و احوال پرسی کوتاهی داشته باشیم، واقعا کار سختی نیست!

۲️⃣با استفاده از ابزارهای مختلف، سعی کنید مروج افکار و عقاید آن ها باشید، تا جنبه های مختلف آن ها را به سایر مردم نشان دهید.

۳️⃣همیشه با احترام از آن ها در مکان های خصوصی و عمومی یاد کنید و به تجربیات آن ها که حاصل عمری فعالیت در راه هنر بوده است احترام بگذارید. بیش از اینکه لقب “پدر آواز” برای موسیقیدانی با ارزش باشد، این موضوع ارزشمند است که مردم از او به احترام و بزرگی یاد کنند و در برابر او صداقت پیشه باشند.

۴️⃣محرم و رازدار زندگی خصوصی هنرمندان باشید. بعضی از افراد متاسفانه برای اینکه نشان دهند، چقدر به هنرمندی نزدیک هستند، اقدام به افشا زندگی خصوصی هنرمند مورد علاقه خود برای دیگران می کند تا از طریق تخریب آن هنرمند خود را بزرگ و دانای کل!! نشان دهند.

۵️⃣همانطور که هنرمندان احساس و هنر خود را به شما هدیه می دهند، شما نیز با رعایت قانون کپی رایت برای آثار هنرمندان، کمک مادی و معنوی خود را به آنان هدیه دهید.

۶️⃣رسانه ها می توانند به صورت دوره ای و منظم برنامه ای برای یادکردن از بزرگان موسیقی ایران زمین داشته باشند تا آن ها از یادها نروند. متاسفانه اولویت اکثر رسانه های ما پرداختن به مسایل هنرمندان بازاری و پر حاشیه است و کمتر برنامه مدون و روزانه برای هنرمندان اصیل ما دارند. آیا شما یادتان می آید آخرین مرتبه ای که خبری در مورد جناب ملک محمد مسعودی در رسانه ها خواندید چه تاریخی بوده است؟!!!

۷️⃣سعی کنیم در مراسم های مختلف، آن ها را دعوت کنیم و از آنان تجلیل مادی و معنوی کنیم.

۸️⃣روزهای تولد خواننده و نوازنده مورد علاقه خود را یادداشت کنیم و در آن روز با هدیه ای کوچک برای آن ها شگفتی ساز شویم!

۹️⃣در کنسرت ها، اجراها، نشست ها و برنامه های هنرمند مورد علاقه خود، شرکت کنیم.

⏺در پایان ویدیویی کوتاه از جناب گلپا که در همین رابطه است را به اشتراک می گذاریم.

پانویس:
اینکه به صورت تملق وار، به هنرمند مورد علاقه خود استاد،استاد و جناب حضرت استاد!! بگوییم زیباتر است یا اقدامی هر چند کوچک در عمل برای آن ها کنیم؟
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

یک نصیحت ز سر صدق، جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست

سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخندانی نیست

*نوشته: بیدل
با ذکر منبع، از متن استفاده کنید

اخلاق در هنر- بخش دوم: رابطه هنرجو با استاد

📚تحلیل هفته – اخلاق در هنر

📌آداب هنرجویی – بخش دوم و پایانی

📝 هفته قبل، نکاتی انضباطی که هنرجویان می توانند در کلاس و محیط آموزشگاه رعایت کنند را بیان کردیم. این هفته بیشتر به رابطه هنرجو و استاد می پردازیم و مواردی را پیشنهاد می دهیم که هنرجویان می توانند در برابر استاد خود رعایت کنند:

🔹اجرای عمومی: اگر میخواهید اجرایی عمومی داشته باشید، پیشنهاد می شود، قبل از اینکار حتما با استاد خود مشورت داشته باشید، چون استادتان، نقاط ضعف و قوت شما را بهتر از هر کسی می داند و می تواند نکات مهمی در مورد اجرای شما، بیان کند و شاید پیشنهاد اجرا نکردن را هم به شما بدهد!

🔹انتقاد پذیری: اساتید در جهت بهتر شدن و بلوغ هر چه بیشتر هنرجویان، همیشه در حال نقد و بیان نکات مثبت و منفی هنری و رفتاری هنرجویان هستند. گاها بعضی هنرجویان این امر را به حساب دشمنی، و یا جنبه منفی استاد خود می گذارند، و حتی ممکن است در برابر استاد خود موضع بگیرند. ولی باید بدانیم خوب بودن شما، لبخند رضایت را روی لب های استاد می نشاند، و ضعف های شما، باعث نگرانی فکری و روحی آن ها خواهد شد، مخصوصا که چندین سال نزد آن استاد بوده باشید.

🔹صداقت: داشتن صداقت و تلاش در رفتار و گفتارتان، باعث ایجاد رابطه روحی و قلبی محکمی بین شما و استادتان خواهد شد و همیشه سعی کنید رابطه خوب و دوستانه ای با استادتان داشته باشید تا استادتان را مجاب کنید می توانید میراث داری لایق برای تجربیات و علوم استاد باشید.
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر / به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

🔹رابطه با استاد بعد از پایان دوره آموزشی مقدماتی: بعضی از هنرجویان بعد از اینکه مدتی را نزد استادی سپری کردند و دوره آموزشی آن ها پایان یافت، تصور می کنند دیگر نیازی به استاد خود ندارند، در صورتیکه اساتید شما، ساعت های زیادی از عمر خود را در جهت آموزش به شما گذاشته اند و نکات زیادی را به شما آموخته اند، شایسته هست، حتی زمانی که دوره ای کامل را پیش استاد خود سپری کردید، خود را بی نیاز از راهنمایی ها و نظرات استادتان ندانید و همیشه از آن ها بیاموزید، و همیشه از آن ها به نیکی یاد کنید چون به واقع آن ها شایسته بهترین ها هستند.

🔹معرفت در گرانی است… : همیشه در آموزه های ادبی و اخلاقی، به ما توصیه شده، به کسانی که مطلبی به ما آموختند احترام بگذاریم، چون به واقع آن ها کمک کرده اند تا از تاریکی به روشنایی برویم و باعث کمال و بلوغ بیشتر ماشده اند. پس نکو و زیباست، هنرجویان وقتی به مرحله ای رسیدند که به دلیل اتمام دوره و یا مشکلات شخصی، نزد استادشان برای آموزش نمی روند، به بهانه های مختلف، از جمله اعیاد، تولدها و مناسبت ها، تجدید دیداری حضوری و یا تلفنی، با استاد خود داشته باشند.

🔹حسادت: متاسفانه معمولا نسبت به هنرمندان حسادت های خاصی وجود دارد، به دلیل اینکه آن ها خالق گوهرهای ناب و خاصی هستند و هر آنچه که کم است بیشتر مورد توجه اطرافیان است. سعی کنیم ما جزو افرادی باشیم که پیوسته نیکخواه و مشوق دیگران هستیم و بدانیم بودن هیچ کسی جای ما را تنگ نمی کند! و هر کسی نقش خود را در جهان هستی ایفا خواهد کرد.

در پایان برای تمام اساتید و هنرجویان، آرزوی بهروزی و پایداری داریم.

نوشته: بیدل
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

اخلاق در هنر – بخش اول: آداب هنرجویی

📚تحلیل هفته – اخلاق در هنر

📌آداب هنرجویی – بخش اول

📝 وادی هنر مشرق زمین، آمیزه ای از اخلاق، انسانیت و هنر است. بزرگان ادبی ما همیشه تاکید کرده اند هنرمند کسی است که علاوه بر فراگیری فنون هنر، اخلاق و انسانیت را نیز در خود پرورش دهد تا بتواند به سمت کمال و مقصود حرکت کند.
بر همین اساس است که می توان گفت، هنرجو و هنرمند در راه فراگیری هنر، می بایست، آداب و اخلاقیات را نیز در خود پرورش دهد و به مرحله عمل در بیاورد.

امروز سعی می کنیم موارد انضباطی و اخلاقی که هنرجویان آواز( کلاس های جمعی) برای احترام به خود، دوستان و استاد می توانند در حیطه کلاس رعایت کنند را برشماریم:

🔹 ورود و خروج به کلاس: همیشه بهتر است کمی زودتر از موعد شروع کلاس در آموزشگاه حضور داشته باشیم و سعی کنیم قبل از استاد از کلاس خارج نشویم.

🔹رسیدن سر کلاس دیرتر از موعد: اگر دیرتر از موعد به کلاس رسیدید، حتما دقت کنید اگر هنرجویی در کلاس در حال خواندن است، اندکی پشت درب کلاس منتظر بمانید تا خوانش ایشان تمام شود و بعد وارد کلاس شوید.

🔹صحبت کردن در کلاس: موقعی که هنرجویی در حال خواندن در کلاس هست از صحبت کردن با دیگر هنرجویان پرهیز کنیم.

🔹پاسخگویی به موبایل: پیشنهاد می شود زمانی که در کلاس هستیم موبایل را سایلنت کنید و اگر پاسخگویی به تلفن ضروریست، از کلاس خارج شوید و پاسخگوی تلفن باشید.

🔹سعی کنید از نظر ظاهری آراسته و مرتب در کلاس حضور داشته باشید.

🔹تحویل درس: سعی کنید با تمرین و آمادگی کامل در کلاس حضور داشته باشید تا استادتان را به حضور و بودنتان امیدوارتر کنید.

🔹شما از هیچکسی در کلاس بهتر نیستید!!! هر کدام از هنرجویان با هدف خاص و دغدغه و مشکلات خاص خود سر کلاس حضور دارند و هر هنرجویی ضعف و قوت خود را دارد، همه اینجا جمع شده اید تا استاد ضعف ها و قوت های شما را شناسایی کند و در حال پرورش هستید، پس سعی کنید از دید بالاتر بودن نسبت به دیگران، نگاه ظاهری و فکری نداشته باشید، چون به واقع شما از دیگران برتر نیستید!

🔹به ایرادات هنرجویان دیگر نخندید! چه بسا هنرجویی که از دید ما ایرادی خنده آور دارد، بعد از مدتی با تمرین و ممارست مایه تحسین استاد و همگان شود.

🔹مشوق دیگران باشید: سعی کنید به هنرجویان دیگر انرژی مثبت منتقل کنید و آن ها را تشویق کنید تا با انگیزه و انرژی بیشتری برای رفع ایرادات خود تلاش کنند.

🔹نسخه پیچیدن و ایراد گیری از هنرجویان دیگر: لطفا به جای اینکه ایرادات هنرجویان دیگر را بگیرید، ایرادات خوانش خود را شناسایی و رفع کنید!! با این روش موفق تر خواهید بود. فراموش نکنید ما هنرجو هستیم و استاد کسی دیگری است. اگر هم نکته ای در مورد هنرجویان دیگر به ذهنتان رسید، در صورتی که خود هنرجو از شما درخواست کرد با نهایت احترام، نظرتان را به ایشان منتقل کنید.

🔹نشستن سر کلاس: در کلاس طوری بنشینید که مناسب شان و جایگاه هنرمندان و خودتان است. به قول معروف کلاس چاله میدون نیست!

🔹سخن گفتن: تا موقعی که استاد از شما سوالی نپرسیده و یا درخواست نکرده، از سخن گفتن در کلاس پرهیز کنید. اگر هم مطلبی به ذهنتان رسید که بیان آن را واجب می دانستید، در زمان و موقع مناسب و با اجازه از استاد اینکار را صورت دهید. البته که گاها اساتید مبحثی را در کلاس مطرح می کنند که در آن زمان هر کدام از دوستان می توانند نظرات خود را بیان کنند.

نوشته: بیدل
* با ذکر منبع، از متن استفاده کنید

شیوه تدریس محمد منتشری

محمد منتشری

شیوه تدریس محمد منتشری

با خواندن این مقاله موارد زیر برای شما شفاف خواهد شد:
📌آیا جناب منتشری به هنرجویان مبتدی درس می دهد؟
📌آیا تحریرهای مطول ردیف مهرتاش را می توانم یاد بگیرم؟
📌 آیا حتما نیاز است پیش استادی برویم که ردیف درس می دهد؟
📌 نوع تربیت بداهه خوان شدن توسط استاد منتشری چگونه است؟
📌 موفقیت شیوه تدریس مهرتاش شعاری و حرفی بوده یا عملا ثابت شده است؟

📝 آموزش موسیقی آوازی ایران در طول تاریخ به شیوه‌های مختلفی صورت پذیرفته است، اما در این نوشتار، به اوایل سال‌های ۱۳۱۰ برمی‌گردیم. در این سال‌ها یکی از کسانی که آموزش آواز را متحول و جامع کرد و در این زمینه از هم‌دوره‌ای‌های خود متمایز شد اسماعیل مهرتاش بود.

اسماعیل مهرتاش، با تأسیس جامعه باربد، زمینه آموزش آواز را از مرحله مقدماتی و تئوری تا مرحله پیشرفته و اجرایی برای هنرجویان خود فراهم ساخت و به نوعی اولین مرکز آموزشی- اجرایی ایران در رشته آواز اصیل را افتتاح کرد.

شیوه کار مهرتاش در آن سال‌ها این‌گونه بود که با تشکیل کلاس‌های گروهی و با استفاده از ردیف‌های منظم آوازی که خود مبدع آن بود، هنرجویان و علاقه‌مندان به آواز را تحت آموزش خود می‌گرفت. همچنین به دلیل اینکه در جامعه باربد رشته‌های مختلف هنری مانند تئاتر، بازیگری، گویندگی، تاریخ موسیقی هم آموزش داده می‌شد، هنرجویان آواز نیز با این مباحث آشنا می‌شدند و حتی می‌توانستند در آن کلاس‌ها شرکت کنند، که این امر نیز بسیار در پرورش هنرجویان آواز مؤثر بود.

مجموع این عوامل باعث می‌شد پرورش‌یافتگان این شیوه تدریس، آمادگی لازم را برای ورود به عرصه اجرا در سطح کشور و ملی را به دست بیاورند. در این زمینه مهرتاش با اجرای تئاترهای ملی در جامعه باربد، ارتباط با رسانه‌های جمعی آن زمان (رادیو، تلویزیون)، ارتباط با اساتید بزرگ و مشهور آن زمان، پروسه آموزشی خود را تکمیل کرد و از شاگردانی که خود در زمینه بازیگری، خوانندگی، نوازندگی، گویندگی و… تربیت کرده بود در کارهای اجرایی نیز استفاده می‌کرد. به عنوان مثال در زمینه بازیگری افرادی چون عزت‌الله انتظامی و محمدعلی کشاورز، در زمینه خوانندگی افرادی چون عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، جمال وفایی، محمد منتشری و در زمینه گویندگی افرادی چون بهروز رضوی را تحویل جامعه هنری ایران داد و تحولی عظیم در تأمین نیروهای هنری ایران ایجاد کرد.

نکته‌ای که متأسفانه مورد غفلت واقع شده، این است که خیلی از هنرمندان پرورش یافته این شیوه، بعد از اینکه به سطح حرفه‌ای و اجرایی می‌رسیدند، نزد اساتید دیگر آن زمان می‌رفتند و متأسفانه دیگران از روی ناآگاهی نام این هنرمندان را به اساتید دیگر گره می‌زدند. به عنوان مثال می‌توانیم به محمدرضا شجریان اشاره کنیم که مدت ۵ سال نزد اسماعیل مهرتاش از آموزش‌های مقدماتی تا پیشرفته آواز را طی کرد و زمانی که آوازخوانی حرفه‌ای شده بود، نزد نورعلی برومند رفت ولی متأسفانه همه شجریان را پرورش یافته جناب برومند می‌دانند.

از معدود شاگردان مهرتاش که مدت ۲۰ سال به مانند فرزند و همراه همیشگی مهرتاش بود به نام محمد منتشری می‌رسیم. منتشری به نوعی در جریان تمام کارهای اجرایی استاد در زمینه آموزش موسیقی و دیگر رشته‌های هنری این جامعه قرار داشت و در زمینه آموزش آواز، تنها کسی می‌توانسته باشد که همان مسیر مهرتاش را ادامه دهد.

باید به این نکته دقت کنیم که شیوه تدریس مهرتاش، که امروز محمد منتشری نیز همان شیوه را ادامه می‌دهد نه به صورت شعاری که به صورت عملی بزرگان هنری ایران‌زمین را متولد کرد.

محمد منتشری علاوه بر اینکه آشنایی و اشراف کامل به شیوه تدریس مهرتاش دارد، خود نیز مجری و آوازخوانی توانمند است و در سال‌هایی که نزد استاد مهرتاش بوده علاوه بر اینکه تسلط کامل بر ردیف آوازی مهرتاش پیدا کرد اجراهای متعدد با بزرگان موسیقی در رادیو و تلویزیون و تئاتر داشته و انبوهی از تجربیات آموزشی و اجرایی را با خود دارد و این امر یک امتیاز برای ایشان و هنرجویان تحت آموزش ایشان است.

اگر بخواهیم به شاخص‌ترین ویژگی‌های تدریس محمد منتشری اشاره کنیم می‌توانیم موارد زیر را برشماریم:

– تدریس ردیف اسماعیل مهرتاش: این ردیف به‌صورت استاندارد و مشخص است و قرار نیست نحوه خوانش آن در هر جلسه برای هنرجویان تغییر کند!! و باعث تشویش ذهن هنرجو شود. البته اینکه ردیف آوازی مهرتاش چه ویژگی‌هایی دارد در این نوشتار نمی‌گنجد و خود مطلبی مفصل است.

– آموزش دوره مقدماتی: در دوره مقدماتی به هنرجویان قالب کلی و نکات اصلی و پایه‌ای گوشه‌های آواز آموزش داده می‌شود. هنرجویانی که قابلیت خوانش ردیف را نداشته باشند با خوانش تصنیف‌های مختلف و گوشه‌های ریتمیک به مرور آماده می‌شوند.

– در دوره عالی به هنرجویان نکات ریز و ظرافت‌های گوشه‌های آوازی، تحریرهای مطول و همچنین آموزش هنر آوازخوانی که فراتر از ردیف خوانی است، آموزش داده می‌شود.

– استفاده از ساز در تدریس: مهرتاش از سازی مضرابی (تار) در تدریس خود استفاده می‌کرد، و محمد منتشری نیز به مانند ایشان، برای تربیت گوش موسیقایی هنرجویان از ساز مضرابی (سنتور) در تدریس استفاده می‌کند.

– به دلیل اینکه محمد منتشری اجراهای زیادی داشته است و هنر بداهه‌خوانی را در سطح بالایی می‌داند، در آموزش ردیف‌های آوازی نیز ذهن هنرجویان را به‌مرور رها و فارغ از چارچوب‌ها و فشارهای خودساخته می‌کند و با رعایت قواعد کلی و اساسی به هنرجو می‌آموزد که چگونه ذهنی رها داشته باشد تا هنر بداهه‌خوانی در هنرجو شکل پذیرد.

– آموزش دروس به‌صورت گروهی است و تا حد امکان سعی می‌شود هنرجویانی که در دوره مقدماتی هستند، دروس یکسانی داشته باشند و همچنین هنرجویان دوره عالی نیز از نظر درسی یکسان باشند تا تمام زمان کلاس برای هر هنرجو، جنبه آموزشی خود را داشته باشد.

در پایان برای تمام اساتید و کسانی که در راه ترویج فرهنگ و هنر ایران‌زمین قدم برمی‌دارند آرزوی بهروزی و بهبودی داریم.

عاشقی را باید از پروانه، عاشق یاد گیرد / هر که چیزی یاد گیرد، باید از استاد یاد گیرد

شمع را سر تا به پا می‌سوزد و پروانه را پر / آتش عشق است و هرکس را به استعداد گیرد[۱]

————-
۱٫ طایر شیرازی

نوشته: بیدل
در خبرگزاری هنرآنلاین منتشر شد/ www.honaronline.ir/fa/tiny/news-101726

راه تضمینی خواننده شدن!!

ما خواننده شدن شما را صد در صد تضمین می کنیم!!!

اگر بخواهیم نگاهی منطقی به دنیایی که در آن زندگی می کنیم داشته باشیم همیشه رویدادهای جهان هستی بر اساس تفکر, انتخاب و عملی است که انسان ها انجام می دهند.
بارها پیش آمده شکست خوردیم یا به دلخواه خود نرسیدیم ولی به جای قبول مسولیت، آن را به عواملی دیگر جز خودمان ربط داده ایم و این شیوه رفتاری باعث می شود پس از چند سال، زندگی ما پر از خواسته هایی باشدکه حسرت رسیدن به آن ها همراه همیشگی ما شده است.
قبول مسولیت و مسولیت پذیری یعنی کشف خواسته اصلی درون خود، بررسی انتخاب های پیش رو متناسب با خواسته درونی خود، و عمل صحیح به انتخاب تعیین شده.

همیشه در ذهن هنرجویان آواز این مسئله وجود دارد که من چگونه می توانم خواننده شوم؟
در جواب باید بگوییم خوشبختانه سیاست و راهی تضمین شده برای خواننده شدن وجود دارد!!!

پیشنهاد ما این است سیاستی مسولانه را در پیش بگیرید تا موفقیت مال شما باشد!!

سوالی که مطرح می شود اینکه این سیاست مسولانه در آواز, از چه راهی تحقق می یابد؟
ما راه زیر را به همه هنرجویان پیشنهاد می دهیم:

–  با تفکر و صداقت با خود، خواسته درونی خود از آواز را بر اساس واقعیات زندگیتان کشف کنید. ببینید چه هدفی با درون شما سازگار است؟
آیا می خواهید ردیف دان شوید؟ آیا می خواهید خواننده پول ساز شوید؟!! آیا می خواهید خواننده بازاری شوید؟ آیا می خواهید خواننده صاحب سبک و اصیل شوید؟ آیا می خواهید خواننده ای شوید که تفکر و فلسفه ای را درون موسیقی تزریق می کند؟ آیا می خواهید فقط برای دوستان خود بخوانید؟ آیا با هدفی معنوی وارد این وادی می شوید؟ و…

هر کدام از این اهداف می تواند خواسته درونی شما باشد ولی باید دقت کنید با یک دست نمی شود چهارتا هندوانه بر داشت!!! یک یا دو هدف را انتخاب کنید و ادامه کار را در راستای همان اهداف پیش روید.

– حال که درون و هدف خود را کشف کردید، به دنبال راهی باشید که حرکت در آن راه شما را به هدفتان برساند. این راه و مسیر همان انتخاب استاد است که باید بگونه ای انتخاب شود تا شما را به سمت مطلوبتان رهنمود سازد. بصورت کلی استادی خوب است که شما با شاگردی آن استاد, در مسیر رسیدن به هدفتان بتوانید قدم بردارید. فراموش نکنید هیچ وقت مسیر(استاد) قدم بر نمی دارد!! مسیر فقط شما را هدایت می کند.

– حال که استادی را متناسب با اهداف و خواسته های خود انتخاب کردید نیازمند حرکت در این مسیر هستید. این حرکت به وسیله انجام تمرین صحیح و پشتکار محقق خواهد شد.
بسیاری از هنرجویان استاد خوبی را انتخاب می کنند ولی توقع دارند خلا تمرین کم آن ها را استاد جبران کند. این توقع مانند این است که شما در مسیری بایستید و از جاده توقع داشته باشید قدم بردارد!!!

یادآوری:
–  باید دقت کنید اگر هدف خود را مشخص کرده باشید و بهترین استاد را هم برای این هدف انتخاب کرده باشید، ولی به اندازه کافی تمرین نکنید و یا تمرین صحیحی نداشته باشید، به مقصد نخواهید رسید.

– طبق قوانین منطقی دنیایی که در آن زندگی می کنیم،
اگر هدفی اصولی که برخواسته از درون و واقعیات زندگیمان بود را انتخاب کردیم:ok_hand:و سپس استادی متناسب با این هدف را برگزیدیم:ok_hand:و سپس در این راه پشتکار و تمرین صحیح را همراه خود کردیم:ok_hand:،موفقیت از آن ماست🥇 چون ما فردی مسولیت پذیر و کوشا و متعهد شده ایم و در راه موفقیت هیچ تضمینی بالاتر از مسولیت پذیر بودن نیست.

نوشته بیدل
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید.

صداسازی آری یا خیر!!؟

یکی از مواردی که در سال‌های اخیر مورد توجه بوده است، بحث صداسازی در آواز است. موافقان این بحث می‌گویند، صداسازی باعث تسریع حرکت هنرجویان آواز می‌شود و در خوانش هنرجویان بسیار تأثیر دارد و مخالفان این بحث هم تاریخ موسیقی ایران را به عنوان گواه و تجربه پیش می‌کشند که خوانندگان بزرگ ما هرگز وارد چنین مقولاتی نشدند و بسیار هم موفق بودند و این مباحث باعث تلف شدن وقت و هزینه هنرجویان می‌شود.

صرف نظر از اینکه بخواهیم قضاوتی در مورد نظرات اساتید در این بحث داشته باشیم، چند نکته قابل تأمل وجود دارد:

– واژه “صداسازی” را عده‌ای از هنرمندان ما از موسیقی غربی وارد موسیقی ما کردند، اما نکته مهم اینکه اگر بخواهیم واژه “صداسازی” را صرف نظر از ذهنیتی که از آن داریم، از نظر لغوی معنا کنیم، یعنی صدایی وجود ندارد و ما آن را تولید می‌کنیم! اینکه ما صدایی را پرورش دهیم با اینکه معنای ساختن را به آن دهیم دو مقوله متفاوت است. وقتی به زبان انگلیسی رجوع می‌کنیم، کلمه‌ای که بیانگر این مفهوم باشد و به معنای “صداسازی” باشد وجود ندارد. کلماتی که برای “ساختن” در زبان انگلیسی به کار می‌رود عبارتند از:

Construction ،structure ،manufacture ،fabrication ،make ،production ،craftsmanship ،workmanship operation ،performance ،framing ،yielding ،throughput

همان‌طور که می‌بینید هیچ‌کدام از این کلمات کاربرد آوازی ندارند و هر کدام برای زمینه‌ای خاص استفاده می‌شوند. نتیجه اینکه واژه “صداسازی” از نظر معنای لغوی غلط است و کسانی که تکنیک و متدهای آوایی غربی را به اسم صداسازی وارد زبان ما کرده‌اند، ترجمه خوبی از آن نداشته‌اند و همین موضوع مایه سو تفاهم‌های زیادی بین اساتید شده است و سؤالات زیادی را ایجاد کرده است.

– در موسیقی غرب چند مفهوم کلی مرتبط با صدا و آواز وجود دارد که شامل “گفتاردرمانی، Speech Therapy”، “متدهای صدایی و آوایی، method Vocal ” و “برنامه و پلن آوازی، Vocal Program” است. این علوم حاصل تلاش تیمی از مربیان بزرگ آوازی و صوت شناسان و پزشکان غربی و کارگاه‌های اندازه‌گیری فیزیک صوت است و کمک می‌کنند با کمترین اشتباه و فشار، بهترین صدای ممکن را خواننده داشته باشد. بدیهی است کسی در ایران نمی‌تواند مدعی باشد که روشی از خود ابداع کرده است بدون اینکه چنین تیم‌های متخصصی را داشته باشد.

– تعدادی از مربیان آوازی غربی، متدهایی (متدها=تکنیک + استایل و روش خواندن) که حاصل تعامل و تلاش تیم‌های آوایی و گفتاری است آموزش می‌دهند و عده‌ای دیگر نیز، این متدها را در جریانی گسترده‌تر پیش می‌برند. به عبارت دیگر برنامه‌ای همه جانبه برای هنرجویان تدارک می‌بینند (مانند مدرسه‌های موسیقی). عده‌ای دیگر نیز با استفاده از تکنیک‌های موجود، بحث گفتاردرمانی را انجام می‌دهند. و هر کدام از این کارها متدها و فلسفه و اهداف خاص خود را دارند.

– هرگز کسانی که تکنیک‌های آوایی و گفتاردرمانی‌ها را آموزش می‌دهند نمی‌توانند ادعا نمی‌کنند که فقط این تکنیک‌ها کسی را خواننده می‌کند، بلکه این تکنیک‌ها در جهت کمک به خوانندگان است تا بتوانند صحیح و راحت بخوانند و بحث تربیت خواننده در برنامه‌های دیگر و پیشرفته‌تر این متدها پیگیری می‌شود. مثلاً در متد سینگینگ ساکسز، هنرجویان بعد از آموزش تکنیک‌هایی مثل لیپرول، تریل، ادج و… وارد مرحله “استایل” می‌شوند و با استفاده از آموخته‌های خود، آواز خواندن را به‌صورت عملی و در فرم‌های پیچیده‌تر و نزدیک‌تر به واقعیت، تجربه می‌کنند و از خوانش‌های هجایی و ابتدایی، وارد خوانش‌های جمله‌ای و شعری می‌شوند. به عبارت دیگر، هنرجویان فقط با فراگیری و گذراندن کامل دوره‌ها و متدها می‌توانند به هدف خود دست پیدا کنند.

حال در زیر به تعدادی از متدها و برنامه‌های آوازی و ویژگی‌های کلی آن‌ها که در غرب استفاده می‌شود اشاره می‌کنیم:

LoVetri

این برنامه توسط لاوتری ابداع شده است و با استفاده از حرکات مکمل مانند یوگا، رقص، بازیگری و… سعی می‌کند خوانندگان را با روند فیزیکی ساخت صدای بدن خود آشنا و هماهنگ سازد.

The Suzuki Voice Program

مجموعه برنامه‌های صوتی سوزوکی توسط دکتر کوکاماکی ابداع شده است. و فلسفه آن آموزش آواز از دوران بارداری تا زمان بلوغ است.

Estill

این متد توسط جو استایل ابداع شده است که فلسفه این روش، آموزش خوانندگی با استفاده از ابزارهای علمی و مکانیکی (نرم‌افزاری) است. به عبارت دیگر در این روش سعی کرده‌اند با ادغام علم و هنر روشی جدید را برای آموزش آواز به هنرجویان ارائه کنند.

شعارهای این روش: جایگزینی رمز و راز با دانش و علم، کاهش اضطراب عملکرد، ترویج اعتمادبه‌نفس است.

TVs

این متد توسط رابرت لانته ابداع شده است که با تکنیک‌های خود سعی می‌کند انقباض‌ها و فشارهای خواندن را به سطح مطلوبی کاهش دهد و مقاومت و قدرت عضلانی، مهارت، چابکی و هماهنگی در صدا را افزایش دهد و به اصطلاح “چهارستون آواز” معروف است.

Singing Success

این متد توسط برت منینگ ابداع شده است و سعی می‌کند با شناسایی عضلات آوایی در انسان، بهترین صدادهی از آن‌ها را با استفاده از تکنیک‌ها و تمرینات خود به هنرجویان آموزش دهد.

Superior Singing Method

این متد توسط آرون آناستاسی ابداع شده است. و در ۹ زمینه آوایی به هنرجویان آموزش می‌دهد. در این متد هنرجویان تلاش می‌کنند با غلبه بر موانع صوتی، بهترین آوازها را بخوانند.

Singorama

این متد توسط ملانی الکساندر ابداع شده است. این متد به شما کمک می‌کند تا نرمش‌های آوایی را برای اجرای مناسب، گرم کردن صدا و همچنین ویبراتور و… صدا داشته باشید.

Singer’s edge

مجموعه برنامه‌های Singers edge توسط براندون بروفی ابداع شده است و در چهار زمینه صدا، موسیقی، شخصیت و تمرین به خوانندگان کمک می‌کند.

نتیجه‌گیری

به اعتقاد نگارنده، کاربرد متدهای آوازی غربی بیشتر برای خوانندگان غربی است و به قول استاد محمد منتشری فلسفه وجود ردیف آوازی ما، همان پرورش صداست که از روی الگویی استاندارد به اسم ردیف انجام می‌پذیرد، ولی به هر صورت متدهای آوازی غربی در موسیقی ایرانی نیز اگر در جای خود و به درستی استفاده شود به خوانش خوانندگان کمک خواهد کرد.

– باید بگوییم که متأسفانه اساتید زیادی در ایران با عدم شناخت کافی و عدم تخصص در این زمینه‌ها و روش‌هایی بی‌پایه علمی، اقدام به تدریس روش خودساخته‌ای در صداسازی کردند، و هم این مباحث را از جایگاه و اهداف اصلی خود خارج کردند و هم‌زمان و هزینه هنرجویان را تلف کردند و آسیب‌های زیادی به موسیقی اصیل ما زدند.

– به هنرجویان پیشنهاد می‌شود اگر می‌خواهند از متدهای آوازی استفاده کنند، حتماً با آگاهی از متد و روشی که مربی آوازی تدریس می‌کند[۱]، استاد خود را انتخاب کنند و از رفتن پیش اساتیدی که متدهای خودساخته و بی‌هویت دارند و یا اساتیدی که عنوان می‌کنند همه در صداسازی متدهای خود را دارند! پرهیز کنند و متأسفانه تعداد این اساتید که روش‌های خودساخته را به‌صورت زرق‌وبرق دار تبلیغ می‌کنند روز به روز بیشتر می‌شود و در این زمینه حتماً باید ساماندهی از طرف مسئولین مرتبط صورت گیرد.

————————–

[۱] برای آگاهی می‌توانید از مربی آواز بپرسید شما کدام متد غربی را تدریس می‌کنید؟ و اینکه ایشان مجوز تدریس کدام متد غربی را دارد.

نوشته: بیدل

این مقاله در تاریخ ۱۳۹۶/۰۴/۱۱ در خبرگزاری هنر آنلاین منتشر شد

کم‌رنگ شدن نقش تحریر در موسیقی آوازی ایران در دوران معاصر

مردم و هنرمندان در همه جای دنیا بسته به نوع فرهنگ و جامعه خود آواز می‌خوانند و آواز در هر سرزمینی ویژگی‌های خود را دارد.

اگر بخواهیم ویژگی‌های ظاهری آواز ایران را بشماریم شاید بتوان سه شاخص آوا (صدا)، شعر و تحریر را نام ببریم. به جز دو مورد اول که در همه ملل (آوا و شعر) وجود دارد، وجود تحریر در موسیقی آوازی ما یک شاخص و وجه تمایز است و در هیچ جای دنیا چنین تحریرهایی وجود ندارد.

در سال‌های اخیر استاد محمد منتشری با توجه آوازهایی که خوانندگان در این سال‌ها می‌خوانند زنگ هشدار را به صدا درآورد و بارها در مصاحبه‌های مختلف خود گفت که تحریر دارد از موسیقی آوازی ما حذف می‌شود و نباید این تحریرها از بین برود چون یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز آواز ایرانی با آواز ملل دیگر، همین تحریرها است.

منتشری گفته است: ما یک چیزی در آواز ردیفی‌مان داریم که به آن می‌گویند تحریر و عامیانه‌اش می‌شود چهچه. این تحریرها یکی از مشخصات موسیقی ما و جزء لاینفک موسیقی ماست و هیچ‌کس حق ندارد دست به ترکیبش بزند.

اینکه استاد بارها در مصاحبه‌های مختلف به این موضوع اشاره داشته‌ نشان از نکته‌بینی و درک او از اهمیت این موضوع دارد چون به واقع با حذف این تحریرها، بخش مهمی از فرهنگ آوازی خود را از دست خواهیم داد.

منتشری گفته است: من فکر می‌کنم کسانی که تحریرها را از موسیقی ما حذف می‌کنند به موسیقی سنتی ایران خیانت می‌کنند.

وجود تحریر در آواز ایران میراثی است که از بزرگان ما، به روزگار ما رسیده و در این رابطه استاد منتشری می‌گوید: خوانندگان پیش از ما مثل ایرج و گلپایگانی و بنان و محمودی خوانساری و استادان قبل از آن‌ها مثل ظلی و طاهرزاده و تاج اصفهانی همگی تحریر در صدایشان هست، ما حق نداریم دست به ترکیب این تحریرها بزنیم.

یکی از مواردی که باید به آن اشاره کنیم اینکه با حذف تحریر ما مجبور خواهیم شد شعر را جایگزین تحریرها کنیم و در این رابطه نیز استاد منتشری می‌گوید: متأسفانه هم‌اکنون بسیاری به جای تحریر زدن، شعر می‌خوانند و این روند به موسیقی ما بسیار لطمه زده است.

با بررسی آثار آوازی صد سال اخیر، به این نتیجه می‌رسیم که حذف تحریر از بعد از انقلاب سرعت بیشتری به خود گرفت. متأسفانه آوازهای امروزی بیشتر شبیه دکلمه و مداحی شده است که نقش تحریر در آن تا حد افکت‌های تحریری پایین آمده است. بی‌شک چنین کاری باعث حذف بخشی از هویت و میراث فرهنگ آوازی ما خواهد شد و باید همه هنرمندان و هنردوستان همت کنند و نگذارند چنین اتفاقی رخ دهد.

همیشه علل مختلفی باعث ایجاد یک رویه و یا اتفاق خواهند شد. با توجه به این اصل اگر بخواهیم علل کم رنگ‌تر شدن نقش تحریر در موسیقی را بررسی کنیم، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱٫ استفاده بیشتر از قالب‌های شعری جدید و نو

در سال‌های اخیر به دلیل فراگیرتر شدن استفاده از شعر نو در بین مردم، موسیقیدان‌های ما نیز در همین جهت قدم برداشتند تا با استفاده از این قالب، احساس، فکر و پیام خود را به مردم منتقل کنند. بدیهی است استفاده از شعر نو محدودیت‌های زیادی در استفاده از تحریر برای ما ایجاد خواهد کرد. البته در این زمینه استاد محمدرضا شجریان تجربه‌ها و سرخط‌هایی را ایجاد کرد که بدانیم اگر واقعاً بخواهیم، می‌توانیم حتی در قالب شعر نو هم به‌صورت منطقی از تحریر استفاده کنیم و به‌مرور (مانند وقتی که غزل می‌خوانیم)، مهارت استفاده از تحریر در شعر نو را هم پیدا کنیم ولی این امر نیازمند خلاقیت و مهارت بالای خواننده است و راهی پر از آزمایش و خطا خواهد بود.

۲٫ سعی در نوآوری در موسیقی آوازی سال‌های اخیر

به دلیل اینکه عده‌ای معتقدند دوره خوانش آواز طبق فرم سال‌های قبل از انقلاب تمام شده و مردم دیگر آن مدل آواز خواندن را نمی‌پذیرند دست به نوآوری زدند و وجود و نقش تحریر را بسیار کم‌رنگ کردند و در این زمینه فعالیت نکردند.

۳٫ ناتوانی سیستم آموزش آواز

به دلایل مختلف در طول این سال‌ها آوازخوان‌هایی در سیستم آموزشی آواز ما پرورش یافتند که حتی اگر هم بخواهند به سختی خواهند توانست تحریر با کیفیتی حتی نزدیک به اساتید قبل انقلاب بدهند و همان مقدار تحریری را هم که می‌دهند از کیفیت لازم نسبت به جایگاهی که قرار دارند برخوردار نیست.

۴٫ سلیقه و اعمال نظر اساتید

تمام خوانندگان، زمانی هنرجو بوده‌اند و نحوه تفکر و آموزش اساتید آن‌ها، در خوانش آینده آن‌ها تأثیر بسیار خواهد گذاشت. تعدادی از اساتید به این نتیجه رسیدند که در خیلی از جاها تحریر نیاز نیست و یا مقدار تحریرهایی که قبلاً استفاده می‌شده زیاد است و بهتر است آن را کم کنیم و در نوع آموزشی که به هنرجویان خود می‌دادند نیز همین سیاست را دنبال کردند و بالطبع هنرجویان آن‌ها در آینده نسل فعلی آوازخوان‌های ما را تشکیل دادند که خوانش آن‌ها نیز در راستای همین تفکر است.

۵٫ دغدغه‌های اعتقادی مسئولین کشور:

اعتقادات و دغدغه‌های مذهبی در مورد آواز باعث شد که بعد از انقلاب در رسانه‌ها کارهایی که بیشتر فرم سرود و مداحی دارند پخش شود و در طول زمان سلیقه شنیداری مردم و هنرجویان تغییر کند و جامعه موسیقی ما همچنان درگیر حل کردن موضوع حرام یا حلال بودن چهچهه (تحریر) است.

۶٫ تغییر در فرم جنس و جمله‌بندی تحریر

اگر به خوانش‌های قبل از انقلاب مراجعه کنید، میزان استفاده از تحریر و شعر در بین اکثراً اساتید، تقریباً میزانی متعادل و یکسان بود. ضمن اینکه جنس تحریرها و نحوه غلت تحریرها با رعایت تفاوت‌هایی که در صدا و شیوه هر کدام از اساتید بود به‌صورت کلی مشخص و یکسان بود. ولی در سال‌های بعد از انقلاب استاد شجریان فرم و جمله‌بندی خاصی در تحریرها ایجاد کردند که خاص خودشان بود و در این فرم، از میزان غلت و مقدار تحریرها کاسته شد. البته که استاد شجریان آوازهای بسیار قوی‌ای از نظر تحریری خواند و در زمینه توانمندی او در این زمینه شکی نیست ولی به دلیل تشخیص و سلیقه خود او به فرم جدیدی در این زمینه رسید و از آن استفاده کرد. از طرفی در سال‌های بعد از انقلاب خوانش استاد شجریان به دلایل مختلف، شیوه‌ای مرسوم بین آوازخوان‌ها شد و متأسفانه باعث ایجاد تقلیدها و کپی‌هایی شد که هیچ‌وقت هم برابر با اصل آن نشد و نخواهد شد.

با توجه به موارد مطرح شده حال وظیفه اساتید متعهد و دلسوز و هنرجویان در این زمینه چیست؟ شاید اولین قدم در این زمینه یافتن الگوهای تحریری مناسب و تمرین روی آن‌ها زیر نظر استادی خبره باشد. در این زمینه به هنرجویان پیشنهاد می‌شود آوازهای رسمی استاد مدنظر خود را گوش کنند و ببیند آیا استاد مد نظر آن‌ها، خود در این زمینه توانایی دارد که حال بخواهد شاگردان خود را در این زمینه توانمند کند یا خیر و نکته دیگر اینکه اگر می‌خواهید ردیف آوازی را فرا بگیرید، ردیفی که از نظر تحریری به اندازه کافی غنی باشد را انتخاب کنید تا در زمینه تحریری به اندازه کافی توانمند بشوید.

 در پایان یادآور می‌شویم که هدف از مطرح کردن چنین موضوعاتی، تخریب و نادیده گرفتن تلاش‌های هنرمندان نیست و این مباحث فقط به هدف آموزشی و پیشرفت سطح کیفی آواز مطرح می‌شود. لذا از همه هنرمندان می‌خواهیم نگاه مثبتی به مطرح کردن این موضوعات داشته باشند. نقد هنر به معنای زیر سؤال بردن تمام وجوه آن هنر نیست و بدیهی است هر هنری که ارائه می‌شود نقاط ضعف و قوت دارد و همه در کنار هم در راه اعتلای فرهنگ ایران‌زمین قدم برمی‌داریم.

نوشته : بیدل / این نوشتار در تاریخ ۱۳۹۶/۰۴/۰۳ در خبرگزاری هنر آنلاین منتشر شد.

http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-100749

کیمیاگری در هنر، اثری از اسماعیل مهرتاش!!!

photo_2017-06-19_10-38-27

📌کیمیاگری در هنر، اثری از اسماعیل مهرتاش!!!

📝 آموزش آواز ایرانی در سده اخیر تغییرات قابل ملاحظه ای داشته است ولی چرخه آموزشی که بصورت مستمر و مداوم باعث نخبه پروری در امر خوانندگی آواز اصیل شده باشند خیلی کم است. با بررسی اساتیدی که به امر آموزش هنرجویان در این سال ها پرداخته اند شاید بتوان فقط به نام اسماعیل مهرتاش رسید که هنرجو پروری را از مراحل ابتدایی تا مراحل پیشرفته و سطح یک اجرایی، در دستور کار خود قرار داد. به گفته اساتید مختلف از جمله جواد بدیع زاده، عبدالعلی وزیری، عبدالوهاب شهیدی و… اسماعیل مهرتاش در امر آموزش زحمات و ابتکارات زیادی را در کارنامه خود داشته است. لذا ضروریست در مورد نحوه آموزش مهرتاش تحقیقات دقیقی صورت گیرد تا علل موفقیت ایشان در امر آموزش شفاف تر شود و بتوان از آن به عنوان الگویی برای آموزش آواز ایرانی استفاده کرد. با تامل بر شیوه تدریس مهرتاش، به چند نکته مهم خواهیم رسید:

👌🏻۱٫ مهرتاش به خوبی می دانست برای آموزش آواز به هنرجویان مبتدی می بایست به مانند علوم دیگر الفبای آوازی خاصی را برای خود و هنرجویان ایجاد کند، و با همین ذهنیت دست به ابتکاری بزرگ زد و ردیف آوازی که مورد تایید بزرگان زمان خود بود را خلق کرد تا با استفاده از آن بتواند تمام نکات و فنون صدایی و تحریری که برای هنرجویان از سطح مبتدی تا عالی مورد نیاز است را در آن بگنجاند. همین نوآوری باعث می شد ردیف های آوازی و شیوه آوازی او این قابلیت را داشته باشد تا هنرجو بتواند سال ها از آن خوشه چینی کند و همچنان به پیشرفت خود در آن مکتب ادامه دهد. این مهم در آموزش های آوازی دیگر که در آن زمان بود، وجود نداشت و باعث می شد هنرجو بعد از چند سال احساس کند آنچه که باید دریافت کند را گرفته و دیگر این آموزش ها باعث پیشرفت او نخواهد شد و استاد خود را عوض می کرد. از دل الفبای آوازی (ردیف آوازی) مهرتاش بزرگانی پرورش یافتند که آینده موسیقی آوازی ایران را در دست گرفتند، اساتیدی چون عبدالوهاب شهیدی، برادران وفایی، محمد منتشری، محمد رضا شجریان، محمد ملک مسعودی و… .

👌🏻۲٫ نکته دیگری که مهرتاش در آن زمینه نوآوری کرده بود اینکه بخوبی دریافته بود در امر اجرای آواز فقط صدا و خوب خواندن ملاک نیست و صدا و فیزیک خواننده باید به نوعی دارای مهارت بازیگری و فن بیان هم باشد. و از هنرجویان آوازی خود در اجراهای صحنه ای تئاتر، نیز استفاده می کرد و شاگردانی چون شهیدی، وفایی، منتشری، شجریان، شفیعی در این تئاترها بصورت کاملا عملی و حرفه ای به اندوخته های آوازی خود می افزودند.
این دو نکته کلیدی باعث می شد هر هنرجویی که با مهرتاش و آموزش های او آشنا شود، بتواند سال های زیادی در همین سیستم آموزش بماند و علم آموزی کند. سیستم آموزشی که مهرتاش راه اندازی کرده بود آمیزه ای از هنرهای اصیل و مدرن بود تا هنرجویان با اتکا به اصل و ریشه هنری ایران زمین بتوانند ابتکاراتی را نیز بوجود بیاورند و بر اساس همین موضوع بود که هیچ کدام از شاگردهای مهرتاش شبیه هم نمی خواندند و هر کدام سبکی را برای خود خلق کردند.

در این بین یکی از شاگردان مهرتاش که هم در زمینه آواز و هم تئاتر همراه همیشگی مهرتاش بود محمد منتشری است. با توجه به این همراهی، محمد منتشری مهارت های آوازی و اجرایی این سیستم آموزشی را به خوبی درک کرده است و با تجربیاتی که در این مسیر کسب کرده می تواند برای هنرجویانی که مشتاق آواز هستند آموزگاری ویژه باشد. محمد منتشری نیز به مانند استادش اسماعیل مهرتاش، ردیف های آوازی مهرتاش را به هنرجویان آموزش می دهد. البته نوع تدریس ایشان به هنرجویان مبتدی و دوره مقدماتی با هنرجویان و پیشرفته و دوره عالی متفاوت است و بسته به سطح هنرجو، آموزش را انجام می دهد.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟

نوشته: بیدل
در تاریخ ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ در خبرگزاری تسنیم منتشر شد
http://tn.ai/1436279

* با ذکر منبع از متن و عکس استفاده کنید

تحریر در آواز ایرانی – بخش سوم

بخش سوم: کیفیت تحریر خوانندگان معاصر و قبل از انقلاب

📝 در دو هفته گذشته به بحث کم رنگ تر شدن و حذف تدریجی تحریر از موسیقی آوازی و همچنین علل حذف تحریر، پرداختیم. اشاره داشتیم بنا بر دلایلی خوانندگان معاصر از تحریر بسیار کم استفاده می کنند ولی امروز این سوال اساسی را می پرسیم که آیا همان مقدار تحریری هم که در خوانش های خوانندگان امروزی استفاده می شود، کیفیت لازم را دارد یا خیر؟
با توجه به صوت هایی که امروز به دوستان ارائه می دهیم، جای هیچ صحبتی باقی نمی ماند و خود شنوندگان بهترین کسانی هستند که می توانند پاسخ این سوال را بدهند.

لازم به ذکر است این تحلیل ها و نتایج آن، جامعه کلی خوانندگان فعلی را در نظر گرفته است و نه فقط یک خواننده را.

اما نکته ای که باید به آن بپردازیم اینکه وظیفه اساتید متعهد و دلسوز و هنرجویان در این زمینه چیست؟ شاید اولین قدم در این زمینه یافتن الگوهای تحریری مناسب و تمرین روی آن ها زیر نظر استادی خبره باشد. در این زمینه به هنرجویان پیشنهاد می شود آوازهای رسمی استاد مدنظر خود را گوش کنند و ببیند آیا استاد مد نظر آن ها، خود در این زمینه توانایی دارد که حال بخواهد شاگردان خود را در این زمینه توانمند کند یا خیر و نکته دیگر اینکه اگر میخواهید ردیف آوازی را فرا بگیرید، ردیفی که از نظر تحریری به اندازه کافی غنی باشد را انتخاب کنید تا در زمینه تحریری به اندازه کافی توانمند بشوید.

نوشته بیدل
*با ذکر منبع از متن و صوت استفاده کنید.

تحریر در آواز ایرانی – بخش دوم

📌 بخش دوم: علل و نتایج حذف تحریر از موسیقی آوازی ایرانی

📝 هفته گذشته با توجه به دغدغه هایی که استاد منتشری در مورد آسیب شناسی تحریر در آواز داشتند، موضوع حذف و کم رنگ شدن نقش تحریر در موسیقی آوازی ایران را واکاوی کردیم. با توجه به بازخوردی که از مقاله قبلی گرفتیم گفتن چند نکته را ضروری می دانیم:
🔅هدف ما از مطرح کردن چنین موضوعاتی، تخریب و نادیده گرفتن تلاش های هنرمندان نیست و این مباحث فقط به هدف آموزشی و پیشرفت سطح کیفی آواز است. لذا از همه هنرمندان می خواهیم نگاه مثبتی به مطرح کردن این موضوعات داشته باشند.

🔅نقد کردن از هنر به معنای زیر سوال بردن تمام وجوه آن هنر نیست و بدیهی است هر هنری که ارائه می شود نقاط ضعف و قوت دارد و همه در کنار هم در راه اعتلای فرهنگ ایران زمین قدم بر میداریم.

🔅چون هدف این سلسله نوشتارها آموزشی است مجبوریم برای تفهیم بیشتر نوشتارها گاها از صوت و نمونه صدای عزیزان استفاده کنیم و از نام بردن اسامی که در صوت ها هستند خودداری کردیم.

📝همانطور که گفتیم این هفته بررسی خواهیم کرد علت حذف و کم رنگ تر شدن تحریر در موسیقی آوازی چیست.همیشه علل مختلفی باعث تشکیل یک رویه و یا اتفاق خواهند شد. با توجه به این اصل اگر بخواهیم از جنبه های مختلف کم رنگ تر شدن نقش تحریر در موسیقی را بررسی کنیم، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

⭕️ استفاده بیشتر از قالب های شعری جدید و نو
در سال های اخیر به دلیل فراگیرتر شدن استفاده از شعر نو در بین مردم، موسیقیدان های ما نیز در همین جهت قدم برداشتند تا با استفاده از این قالب، احساس، فکر و پیام خود را به مردم منتقل کنند. بدیهی است استفاده از شعر نو محدودیت های زیادی در استفاده از تحریر برای ما ایجاد خواهد کرد. البته در این زمینه جناب محمد رضا شجریان تجربه ها و سرخط هایی را ایجاد کردند که بدانیم اگر واقعا بخواهیم، می توانیم حتی در قالب شعر نو هم بصورت منطقی از تحریر استفاده کنیم و بمرور (مانند وقتی که غزل می خوانیم)، مهارت استفاده از تحریر در شعر نو را هم پیدا کنیم ولی این امر نیازمند خلاقیت و مهارت بالای خواننده است و راهی پر از آزمایش و خطا خواهد بود. در پایان همین نوشتار نمونه صدایی از استاد شجریان که ترکیبی از تحریر و شعر نو را ارائه دادند، به اشتراک خواهیم گذاشت.

⭕️ سعی در نوآوری در موسیقی آوازی سال های اخیر
به دلیل اینکه عده ای معتقدند دوره خوانش آواز طبق فرم سال های قبل از انقلاب تمام شده و مردم دیگر آن مدل آواز خواندن را نمی پذیرند دست به نوآوری زدند و وجود و نقش تحریر را بسیار کم رنگ کردند و در این زمینه فعالیت نکردند.

⭕️ ناتوانی سیستم آموزش آواز
به دلایل مختلف در طول این سال ها آوازخوان هایی در سیستم آموزشی آواز ما پرورش یافتند که حتی اگر هم بخواهند به سختی خواهند توانست تحریر با کیفیتی حتی نزدیک به اساتید قبل انقلاب بدهند و همان مقدار تحریری را هم که می دهند ازکیفیت لازم نسبت به جایگاهی که قرار دارند برخوردار نیست. (در هفته آینده به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت)

⭕️ سلیقه و اعمال نظر اساتید
تمام خوانندگان، زمانی هنرجو بوده اند و نحوه تفکر و آموزش اساتید آن ها، در خوانش آینده آن ها تاثیر بسیارخواهد گذاشت. تعدادی از اساتید به این نتیجه رسیدند که در خیلی از جاها تحریر نیاز نیست و یا مقدار تحریرهایی که قبلا استفاده می شده زیاد است و بهتر است آن را کم کنیم و در نوع آموزشی که به هنرجویان خود می دادند نیز همین سیاست را دنبال کردند و بالطبع هنرجویان آن ها در آینده نسل فعلی آوازخوان های ما را تشکیل دادند که خوانش آن ها نیز در راستای همین تفکر است.

⭕️ دغدغه های اعتقادی مسولین کشور:
با توجه اعتقادات و دغدغه های خاصی که مذهبیون کشور در مورد آواز داشتند، و بعد از انقلاب بیشتر مسولین کشور نیز از اقشار مذهبی بودند، این موضوع باعث شد در رسانه ها کارهایی که بیشتر فرم سرود و مداحی دارند پخش شود و در طول زمان سلیقه شنیداری مردم و هنرجویان تغییر کند و حتی جامعه موسیقی ما همچنان درگیر حل کردن موضوع حرام یا حلال بودن چهچهه (تحریر) است.

⭕️ تغییر در فرم جنس و جمله بندی تحریر
اگر به خوانش های قبل از انقلاب مراجعه کنید، میزان استفاده از تحریر و شعر در بین اکثرا اساتید، تقریبا میزانی متعادل و یکسان بود. ضمن اینکه جنس تحریرها و نحوه غلت تحریرها با رعایت تفاوت هایی که در صدا و شیوه هر کدام از اساتید بود بصورت کلی مشخص و یکسان بود. ولی در سال های بعد از انقلاب استاد شجریان فرم و جمله بندی خاصی در تحریرها ایجاد کردند که خاص خودشان بود و در این فرم، از میزان غلت و مقدار تحریرها کاسته شد. البته که استاد شجریان آوازهای بسیار قوی ای از نظر تحریری خواندند و در زمینه توانمندی ایشان در این زمینه شکی نیست ولی به دلیل تشخیص و سلیقه خودشان به فرم جدیدی در این زمینه رسیدند و از آن استفاده کردند. از طرفی در سال های بعد از انقلاب خوانش استاد شجریان به دلایل مختلف، شیوه ای مرسوم بین آوازخوان ها شد و متاسفانه باعث ایجاد تقلیدها و کپی هایی شد که هیچ وقت هم برابر با اصل آن نشد و نخواهد شد.

در هفته آینده, مقایسه ای بین کیفیت تحریرهای خوانندگان سال های اخیر و قبل از انقلاب خواهد شد.

🖇در پایان با آرزوی بهروزی و سلامتی برای استاد محمد رضا شجریان، نمونه صوتی از ایشان که مربوط به نحوه استفاده از تحریر در خوانش شعر نو هست را تقدیم به عزیزان می کنیم.

نوشته: بیدل
* با ذکر منبع، از متن و صوت استفاده کنید.