شیوه تدریس محمد منتشری

محمد منتشری

شیوه تدریس محمد منتشری

با خواندن این مقاله موارد زیر برای شما شفاف خواهد شد:
📌آیا جناب منتشری به هنرجویان مبتدی درس می دهد؟
📌آیا تحریرهای مطول ردیف مهرتاش را می توانم یاد بگیرم؟
📌 آیا حتما نیاز است پیش استادی برویم که ردیف درس می دهد؟
📌 نوع تربیت بداهه خوان شدن توسط استاد منتشری چگونه است؟
📌 موفقیت شیوه تدریس مهرتاش شعاری و حرفی بوده یا عملا ثابت شده است؟

📝 آموزش موسیقی آوازی ایران در طول تاریخ به شیوه‌های مختلفی صورت پذیرفته است، اما در این نوشتار، به اوایل سال‌های ۱۳۱۰ برمی‌گردیم. در این سال‌ها یکی از کسانی که آموزش آواز را متحول و جامع کرد و در این زمینه از هم‌دوره‌ای‌های خود متمایز شد اسماعیل مهرتاش بود.

اسماعیل مهرتاش، با تأسیس جامعه باربد، زمینه آموزش آواز را از مرحله مقدماتی و تئوری تا مرحله پیشرفته و اجرایی برای هنرجویان خود فراهم ساخت و به نوعی اولین مرکز آموزشی- اجرایی ایران در رشته آواز اصیل را افتتاح کرد.

شیوه کار مهرتاش در آن سال‌ها این‌گونه بود که با تشکیل کلاس‌های گروهی و با استفاده از ردیف‌های منظم آوازی که خود مبدع آن بود، هنرجویان و علاقه‌مندان به آواز را تحت آموزش خود می‌گرفت. همچنین به دلیل اینکه در جامعه باربد رشته‌های مختلف هنری مانند تئاتر، بازیگری، گویندگی، تاریخ موسیقی هم آموزش داده می‌شد، هنرجویان آواز نیز با این مباحث آشنا می‌شدند و حتی می‌توانستند در آن کلاس‌ها شرکت کنند، که این امر نیز بسیار در پرورش هنرجویان آواز مؤثر بود.

مجموع این عوامل باعث می‌شد پرورش‌یافتگان این شیوه تدریس، آمادگی لازم را برای ورود به عرصه اجرا در سطح کشور و ملی را به دست بیاورند. در این زمینه مهرتاش با اجرای تئاترهای ملی در جامعه باربد، ارتباط با رسانه‌های جمعی آن زمان (رادیو، تلویزیون)، ارتباط با اساتید بزرگ و مشهور آن زمان، پروسه آموزشی خود را تکمیل کرد و از شاگردانی که خود در زمینه بازیگری، خوانندگی، نوازندگی، گویندگی و… تربیت کرده بود در کارهای اجرایی نیز استفاده می‌کرد. به عنوان مثال در زمینه بازیگری افرادی چون عزت‌الله انتظامی و محمدعلی کشاورز، در زمینه خوانندگی افرادی چون عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، جمال وفایی، محمد منتشری و در زمینه گویندگی افرادی چون بهروز رضوی را تحویل جامعه هنری ایران داد و تحولی عظیم در تأمین نیروهای هنری ایران ایجاد کرد.

نکته‌ای که متأسفانه مورد غفلت واقع شده، این است که خیلی از هنرمندان پرورش یافته این شیوه، بعد از اینکه به سطح حرفه‌ای و اجرایی می‌رسیدند، نزد اساتید دیگر آن زمان می‌رفتند و متأسفانه دیگران از روی ناآگاهی نام این هنرمندان را به اساتید دیگر گره می‌زدند. به عنوان مثال می‌توانیم به محمدرضا شجریان اشاره کنیم که مدت ۵ سال نزد اسماعیل مهرتاش از آموزش‌های مقدماتی تا پیشرفته آواز را طی کرد و زمانی که آوازخوانی حرفه‌ای شده بود، نزد نورعلی برومند رفت ولی متأسفانه همه شجریان را پرورش یافته جناب برومند می‌دانند.

از معدود شاگردان مهرتاش که مدت ۲۰ سال به مانند فرزند و همراه همیشگی مهرتاش بود به نام محمد منتشری می‌رسیم. منتشری به نوعی در جریان تمام کارهای اجرایی استاد در زمینه آموزش موسیقی و دیگر رشته‌های هنری این جامعه قرار داشت و در زمینه آموزش آواز، تنها کسی می‌توانسته باشد که همان مسیر مهرتاش را ادامه دهد.

باید به این نکته دقت کنیم که شیوه تدریس مهرتاش، که امروز محمد منتشری نیز همان شیوه را ادامه می‌دهد نه به صورت شعاری که به صورت عملی بزرگان هنری ایران‌زمین را متولد کرد.

محمد منتشری علاوه بر اینکه آشنایی و اشراف کامل به شیوه تدریس مهرتاش دارد، خود نیز مجری و آوازخوانی توانمند است و در سال‌هایی که نزد استاد مهرتاش بوده علاوه بر اینکه تسلط کامل بر ردیف آوازی مهرتاش پیدا کرد اجراهای متعدد با بزرگان موسیقی در رادیو و تلویزیون و تئاتر داشته و انبوهی از تجربیات آموزشی و اجرایی را با خود دارد و این امر یک امتیاز برای ایشان و هنرجویان تحت آموزش ایشان است.

اگر بخواهیم به شاخص‌ترین ویژگی‌های تدریس محمد منتشری اشاره کنیم می‌توانیم موارد زیر را برشماریم:

– تدریس ردیف اسماعیل مهرتاش: این ردیف به‌صورت استاندارد و مشخص است و قرار نیست نحوه خوانش آن در هر جلسه برای هنرجویان تغییر کند!! و باعث تشویش ذهن هنرجو شود. البته اینکه ردیف آوازی مهرتاش چه ویژگی‌هایی دارد در این نوشتار نمی‌گنجد و خود مطلبی مفصل است.

– آموزش دوره مقدماتی: در دوره مقدماتی به هنرجویان قالب کلی و نکات اصلی و پایه‌ای گوشه‌های آواز آموزش داده می‌شود. هنرجویانی که قابلیت خوانش ردیف را نداشته باشند با خوانش تصنیف‌های مختلف و گوشه‌های ریتمیک به مرور آماده می‌شوند.

– در دوره عالی به هنرجویان نکات ریز و ظرافت‌های گوشه‌های آوازی، تحریرهای مطول و همچنین آموزش هنر آوازخوانی که فراتر از ردیف خوانی است، آموزش داده می‌شود.

– استفاده از ساز در تدریس: مهرتاش از سازی مضرابی (تار) در تدریس خود استفاده می‌کرد، و محمد منتشری نیز به مانند ایشان، برای تربیت گوش موسیقایی هنرجویان از ساز مضرابی (سنتور) در تدریس استفاده می‌کند.

– به دلیل اینکه محمد منتشری اجراهای زیادی داشته است و هنر بداهه‌خوانی را در سطح بالایی می‌داند، در آموزش ردیف‌های آوازی نیز ذهن هنرجویان را به‌مرور رها و فارغ از چارچوب‌ها و فشارهای خودساخته می‌کند و با رعایت قواعد کلی و اساسی به هنرجو می‌آموزد که چگونه ذهنی رها داشته باشد تا هنر بداهه‌خوانی در هنرجو شکل پذیرد.

– آموزش دروس به‌صورت گروهی است و تا حد امکان سعی می‌شود هنرجویانی که در دوره مقدماتی هستند، دروس یکسانی داشته باشند و همچنین هنرجویان دوره عالی نیز از نظر درسی یکسان باشند تا تمام زمان کلاس برای هر هنرجو، جنبه آموزشی خود را داشته باشد.

در پایان برای تمام اساتید و کسانی که در راه ترویج فرهنگ و هنر ایران‌زمین قدم برمی‌دارند آرزوی بهروزی و بهبودی داریم.

عاشقی را باید از پروانه، عاشق یاد گیرد / هر که چیزی یاد گیرد، باید از استاد یاد گیرد

شمع را سر تا به پا می‌سوزد و پروانه را پر / آتش عشق است و هرکس را به استعداد گیرد[۱]

————-
۱٫ طایر شیرازی

نوشته: بیدل
در خبرگزاری هنرآنلاین منتشر شد/ www.honaronline.ir/fa/tiny/news-101726

صداسازی آری یا خیر!!؟

یکی از مواردی که در سال‌های اخیر مورد توجه بوده است، بحث صداسازی در آواز است. موافقان این بحث می‌گویند، صداسازی باعث تسریع حرکت هنرجویان آواز می‌شود و در خوانش هنرجویان بسیار تأثیر دارد و مخالفان این بحث هم تاریخ موسیقی ایران را به عنوان گواه و تجربه پیش می‌کشند که خوانندگان بزرگ ما هرگز وارد چنین مقولاتی نشدند و بسیار هم موفق بودند و این مباحث باعث تلف شدن وقت و هزینه هنرجویان می‌شود.

صرف نظر از اینکه بخواهیم قضاوتی در مورد نظرات اساتید در این بحث داشته باشیم، چند نکته قابل تأمل وجود دارد:

– واژه “صداسازی” را عده‌ای از هنرمندان ما از موسیقی غربی وارد موسیقی ما کردند، اما نکته مهم اینکه اگر بخواهیم واژه “صداسازی” را صرف نظر از ذهنیتی که از آن داریم، از نظر لغوی معنا کنیم، یعنی صدایی وجود ندارد و ما آن را تولید می‌کنیم! اینکه ما صدایی را پرورش دهیم با اینکه معنای ساختن را به آن دهیم دو مقوله متفاوت است. وقتی به زبان انگلیسی رجوع می‌کنیم، کلمه‌ای که بیانگر این مفهوم باشد و به معنای “صداسازی” باشد وجود ندارد. کلماتی که برای “ساختن” در زبان انگلیسی به کار می‌رود عبارتند از:

Construction ،structure ،manufacture ،fabrication ،make ،production ،craftsmanship ،workmanship operation ،performance ،framing ،yielding ،throughput

همان‌طور که می‌بینید هیچ‌کدام از این کلمات کاربرد آوازی ندارند و هر کدام برای زمینه‌ای خاص استفاده می‌شوند. نتیجه اینکه واژه “صداسازی” از نظر معنای لغوی غلط است و کسانی که تکنیک و متدهای آوایی غربی را به اسم صداسازی وارد زبان ما کرده‌اند، ترجمه خوبی از آن نداشته‌اند و همین موضوع مایه سو تفاهم‌های زیادی بین اساتید شده است و سؤالات زیادی را ایجاد کرده است.

– در موسیقی غرب چند مفهوم کلی مرتبط با صدا و آواز وجود دارد که شامل “گفتاردرمانی، Speech Therapy”، “متدهای صدایی و آوایی، method Vocal ” و “برنامه و پلن آوازی، Vocal Program” است. این علوم حاصل تلاش تیمی از مربیان بزرگ آوازی و صوت شناسان و پزشکان غربی و کارگاه‌های اندازه‌گیری فیزیک صوت است و کمک می‌کنند با کمترین اشتباه و فشار، بهترین صدای ممکن را خواننده داشته باشد. بدیهی است کسی در ایران نمی‌تواند مدعی باشد که روشی از خود ابداع کرده است بدون اینکه چنین تیم‌های متخصصی را داشته باشد.

– تعدادی از مربیان آوازی غربی، متدهایی (متدها=تکنیک + استایل و روش خواندن) که حاصل تعامل و تلاش تیم‌های آوایی و گفتاری است آموزش می‌دهند و عده‌ای دیگر نیز، این متدها را در جریانی گسترده‌تر پیش می‌برند. به عبارت دیگر برنامه‌ای همه جانبه برای هنرجویان تدارک می‌بینند (مانند مدرسه‌های موسیقی). عده‌ای دیگر نیز با استفاده از تکنیک‌های موجود، بحث گفتاردرمانی را انجام می‌دهند. و هر کدام از این کارها متدها و فلسفه و اهداف خاص خود را دارند.

– هرگز کسانی که تکنیک‌های آوایی و گفتاردرمانی‌ها را آموزش می‌دهند نمی‌توانند ادعا نمی‌کنند که فقط این تکنیک‌ها کسی را خواننده می‌کند، بلکه این تکنیک‌ها در جهت کمک به خوانندگان است تا بتوانند صحیح و راحت بخوانند و بحث تربیت خواننده در برنامه‌های دیگر و پیشرفته‌تر این متدها پیگیری می‌شود. مثلاً در متد سینگینگ ساکسز، هنرجویان بعد از آموزش تکنیک‌هایی مثل لیپرول، تریل، ادج و… وارد مرحله “استایل” می‌شوند و با استفاده از آموخته‌های خود، آواز خواندن را به‌صورت عملی و در فرم‌های پیچیده‌تر و نزدیک‌تر به واقعیت، تجربه می‌کنند و از خوانش‌های هجایی و ابتدایی، وارد خوانش‌های جمله‌ای و شعری می‌شوند. به عبارت دیگر، هنرجویان فقط با فراگیری و گذراندن کامل دوره‌ها و متدها می‌توانند به هدف خود دست پیدا کنند.

حال در زیر به تعدادی از متدها و برنامه‌های آوازی و ویژگی‌های کلی آن‌ها که در غرب استفاده می‌شود اشاره می‌کنیم:

LoVetri

این برنامه توسط لاوتری ابداع شده است و با استفاده از حرکات مکمل مانند یوگا، رقص، بازیگری و… سعی می‌کند خوانندگان را با روند فیزیکی ساخت صدای بدن خود آشنا و هماهنگ سازد.

The Suzuki Voice Program

مجموعه برنامه‌های صوتی سوزوکی توسط دکتر کوکاماکی ابداع شده است. و فلسفه آن آموزش آواز از دوران بارداری تا زمان بلوغ است.

Estill

این متد توسط جو استایل ابداع شده است که فلسفه این روش، آموزش خوانندگی با استفاده از ابزارهای علمی و مکانیکی (نرم‌افزاری) است. به عبارت دیگر در این روش سعی کرده‌اند با ادغام علم و هنر روشی جدید را برای آموزش آواز به هنرجویان ارائه کنند.

شعارهای این روش: جایگزینی رمز و راز با دانش و علم، کاهش اضطراب عملکرد، ترویج اعتمادبه‌نفس است.

TVs

این متد توسط رابرت لانته ابداع شده است که با تکنیک‌های خود سعی می‌کند انقباض‌ها و فشارهای خواندن را به سطح مطلوبی کاهش دهد و مقاومت و قدرت عضلانی، مهارت، چابکی و هماهنگی در صدا را افزایش دهد و به اصطلاح “چهارستون آواز” معروف است.

Singing Success

این متد توسط برت منینگ ابداع شده است و سعی می‌کند با شناسایی عضلات آوایی در انسان، بهترین صدادهی از آن‌ها را با استفاده از تکنیک‌ها و تمرینات خود به هنرجویان آموزش دهد.

Superior Singing Method

این متد توسط آرون آناستاسی ابداع شده است. و در ۹ زمینه آوایی به هنرجویان آموزش می‌دهد. در این متد هنرجویان تلاش می‌کنند با غلبه بر موانع صوتی، بهترین آوازها را بخوانند.

Singorama

این متد توسط ملانی الکساندر ابداع شده است. این متد به شما کمک می‌کند تا نرمش‌های آوایی را برای اجرای مناسب، گرم کردن صدا و همچنین ویبراتور و… صدا داشته باشید.

Singer’s edge

مجموعه برنامه‌های Singers edge توسط براندون بروفی ابداع شده است و در چهار زمینه صدا، موسیقی، شخصیت و تمرین به خوانندگان کمک می‌کند.

نتیجه‌گیری

به اعتقاد نگارنده، کاربرد متدهای آوازی غربی بیشتر برای خوانندگان غربی است و به قول استاد محمد منتشری فلسفه وجود ردیف آوازی ما، همان پرورش صداست که از روی الگویی استاندارد به اسم ردیف انجام می‌پذیرد، ولی به هر صورت متدهای آوازی غربی در موسیقی ایرانی نیز اگر در جای خود و به درستی استفاده شود به خوانش خوانندگان کمک خواهد کرد.

– باید بگوییم که متأسفانه اساتید زیادی در ایران با عدم شناخت کافی و عدم تخصص در این زمینه‌ها و روش‌هایی بی‌پایه علمی، اقدام به تدریس روش خودساخته‌ای در صداسازی کردند، و هم این مباحث را از جایگاه و اهداف اصلی خود خارج کردند و هم‌زمان و هزینه هنرجویان را تلف کردند و آسیب‌های زیادی به موسیقی اصیل ما زدند.

– به هنرجویان پیشنهاد می‌شود اگر می‌خواهند از متدهای آوازی استفاده کنند، حتماً با آگاهی از متد و روشی که مربی آوازی تدریس می‌کند[۱]، استاد خود را انتخاب کنند و از رفتن پیش اساتیدی که متدهای خودساخته و بی‌هویت دارند و یا اساتیدی که عنوان می‌کنند همه در صداسازی متدهای خود را دارند! پرهیز کنند و متأسفانه تعداد این اساتید که روش‌های خودساخته را به‌صورت زرق‌وبرق دار تبلیغ می‌کنند روز به روز بیشتر می‌شود و در این زمینه حتماً باید ساماندهی از طرف مسئولین مرتبط صورت گیرد.

————————–

[۱] برای آگاهی می‌توانید از مربی آواز بپرسید شما کدام متد غربی را تدریس می‌کنید؟ و اینکه ایشان مجوز تدریس کدام متد غربی را دارد.

نوشته: بیدل

این مقاله در تاریخ ۱۳۹۶/۰۴/۱۱ در خبرگزاری هنر آنلاین منتشر شد

کم‌رنگ شدن نقش تحریر در موسیقی آوازی ایران در دوران معاصر

مردم و هنرمندان در همه جای دنیا بسته به نوع فرهنگ و جامعه خود آواز می‌خوانند و آواز در هر سرزمینی ویژگی‌های خود را دارد.

اگر بخواهیم ویژگی‌های ظاهری آواز ایران را بشماریم شاید بتوان سه شاخص آوا (صدا)، شعر و تحریر را نام ببریم. به جز دو مورد اول که در همه ملل (آوا و شعر) وجود دارد، وجود تحریر در موسیقی آوازی ما یک شاخص و وجه تمایز است و در هیچ جای دنیا چنین تحریرهایی وجود ندارد.

در سال‌های اخیر استاد محمد منتشری با توجه آوازهایی که خوانندگان در این سال‌ها می‌خوانند زنگ هشدار را به صدا درآورد و بارها در مصاحبه‌های مختلف خود گفت که تحریر دارد از موسیقی آوازی ما حذف می‌شود و نباید این تحریرها از بین برود چون یکی از مهم‌ترین وجوه تمایز آواز ایرانی با آواز ملل دیگر، همین تحریرها است.

منتشری گفته است: ما یک چیزی در آواز ردیفی‌مان داریم که به آن می‌گویند تحریر و عامیانه‌اش می‌شود چهچه. این تحریرها یکی از مشخصات موسیقی ما و جزء لاینفک موسیقی ماست و هیچ‌کس حق ندارد دست به ترکیبش بزند.

اینکه استاد بارها در مصاحبه‌های مختلف به این موضوع اشاره داشته‌ نشان از نکته‌بینی و درک او از اهمیت این موضوع دارد چون به واقع با حذف این تحریرها، بخش مهمی از فرهنگ آوازی خود را از دست خواهیم داد.

منتشری گفته است: من فکر می‌کنم کسانی که تحریرها را از موسیقی ما حذف می‌کنند به موسیقی سنتی ایران خیانت می‌کنند.

وجود تحریر در آواز ایران میراثی است که از بزرگان ما، به روزگار ما رسیده و در این رابطه استاد منتشری می‌گوید: خوانندگان پیش از ما مثل ایرج و گلپایگانی و بنان و محمودی خوانساری و استادان قبل از آن‌ها مثل ظلی و طاهرزاده و تاج اصفهانی همگی تحریر در صدایشان هست، ما حق نداریم دست به ترکیب این تحریرها بزنیم.

یکی از مواردی که باید به آن اشاره کنیم اینکه با حذف تحریر ما مجبور خواهیم شد شعر را جایگزین تحریرها کنیم و در این رابطه نیز استاد منتشری می‌گوید: متأسفانه هم‌اکنون بسیاری به جای تحریر زدن، شعر می‌خوانند و این روند به موسیقی ما بسیار لطمه زده است.

با بررسی آثار آوازی صد سال اخیر، به این نتیجه می‌رسیم که حذف تحریر از بعد از انقلاب سرعت بیشتری به خود گرفت. متأسفانه آوازهای امروزی بیشتر شبیه دکلمه و مداحی شده است که نقش تحریر در آن تا حد افکت‌های تحریری پایین آمده است. بی‌شک چنین کاری باعث حذف بخشی از هویت و میراث فرهنگ آوازی ما خواهد شد و باید همه هنرمندان و هنردوستان همت کنند و نگذارند چنین اتفاقی رخ دهد.

همیشه علل مختلفی باعث ایجاد یک رویه و یا اتفاق خواهند شد. با توجه به این اصل اگر بخواهیم علل کم رنگ‌تر شدن نقش تحریر در موسیقی را بررسی کنیم، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱٫ استفاده بیشتر از قالب‌های شعری جدید و نو

در سال‌های اخیر به دلیل فراگیرتر شدن استفاده از شعر نو در بین مردم، موسیقیدان‌های ما نیز در همین جهت قدم برداشتند تا با استفاده از این قالب، احساس، فکر و پیام خود را به مردم منتقل کنند. بدیهی است استفاده از شعر نو محدودیت‌های زیادی در استفاده از تحریر برای ما ایجاد خواهد کرد. البته در این زمینه استاد محمدرضا شجریان تجربه‌ها و سرخط‌هایی را ایجاد کرد که بدانیم اگر واقعاً بخواهیم، می‌توانیم حتی در قالب شعر نو هم به‌صورت منطقی از تحریر استفاده کنیم و به‌مرور (مانند وقتی که غزل می‌خوانیم)، مهارت استفاده از تحریر در شعر نو را هم پیدا کنیم ولی این امر نیازمند خلاقیت و مهارت بالای خواننده است و راهی پر از آزمایش و خطا خواهد بود.

۲٫ سعی در نوآوری در موسیقی آوازی سال‌های اخیر

به دلیل اینکه عده‌ای معتقدند دوره خوانش آواز طبق فرم سال‌های قبل از انقلاب تمام شده و مردم دیگر آن مدل آواز خواندن را نمی‌پذیرند دست به نوآوری زدند و وجود و نقش تحریر را بسیار کم‌رنگ کردند و در این زمینه فعالیت نکردند.

۳٫ ناتوانی سیستم آموزش آواز

به دلایل مختلف در طول این سال‌ها آوازخوان‌هایی در سیستم آموزشی آواز ما پرورش یافتند که حتی اگر هم بخواهند به سختی خواهند توانست تحریر با کیفیتی حتی نزدیک به اساتید قبل انقلاب بدهند و همان مقدار تحریری را هم که می‌دهند از کیفیت لازم نسبت به جایگاهی که قرار دارند برخوردار نیست.

۴٫ سلیقه و اعمال نظر اساتید

تمام خوانندگان، زمانی هنرجو بوده‌اند و نحوه تفکر و آموزش اساتید آن‌ها، در خوانش آینده آن‌ها تأثیر بسیار خواهد گذاشت. تعدادی از اساتید به این نتیجه رسیدند که در خیلی از جاها تحریر نیاز نیست و یا مقدار تحریرهایی که قبلاً استفاده می‌شده زیاد است و بهتر است آن را کم کنیم و در نوع آموزشی که به هنرجویان خود می‌دادند نیز همین سیاست را دنبال کردند و بالطبع هنرجویان آن‌ها در آینده نسل فعلی آوازخوان‌های ما را تشکیل دادند که خوانش آن‌ها نیز در راستای همین تفکر است.

۵٫ دغدغه‌های اعتقادی مسئولین کشور:

اعتقادات و دغدغه‌های مذهبی در مورد آواز باعث شد که بعد از انقلاب در رسانه‌ها کارهایی که بیشتر فرم سرود و مداحی دارند پخش شود و در طول زمان سلیقه شنیداری مردم و هنرجویان تغییر کند و جامعه موسیقی ما همچنان درگیر حل کردن موضوع حرام یا حلال بودن چهچهه (تحریر) است.

۶٫ تغییر در فرم جنس و جمله‌بندی تحریر

اگر به خوانش‌های قبل از انقلاب مراجعه کنید، میزان استفاده از تحریر و شعر در بین اکثراً اساتید، تقریباً میزانی متعادل و یکسان بود. ضمن اینکه جنس تحریرها و نحوه غلت تحریرها با رعایت تفاوت‌هایی که در صدا و شیوه هر کدام از اساتید بود به‌صورت کلی مشخص و یکسان بود. ولی در سال‌های بعد از انقلاب استاد شجریان فرم و جمله‌بندی خاصی در تحریرها ایجاد کردند که خاص خودشان بود و در این فرم، از میزان غلت و مقدار تحریرها کاسته شد. البته که استاد شجریان آوازهای بسیار قوی‌ای از نظر تحریری خواند و در زمینه توانمندی او در این زمینه شکی نیست ولی به دلیل تشخیص و سلیقه خود او به فرم جدیدی در این زمینه رسید و از آن استفاده کرد. از طرفی در سال‌های بعد از انقلاب خوانش استاد شجریان به دلایل مختلف، شیوه‌ای مرسوم بین آوازخوان‌ها شد و متأسفانه باعث ایجاد تقلیدها و کپی‌هایی شد که هیچ‌وقت هم برابر با اصل آن نشد و نخواهد شد.

با توجه به موارد مطرح شده حال وظیفه اساتید متعهد و دلسوز و هنرجویان در این زمینه چیست؟ شاید اولین قدم در این زمینه یافتن الگوهای تحریری مناسب و تمرین روی آن‌ها زیر نظر استادی خبره باشد. در این زمینه به هنرجویان پیشنهاد می‌شود آوازهای رسمی استاد مدنظر خود را گوش کنند و ببیند آیا استاد مد نظر آن‌ها، خود در این زمینه توانایی دارد که حال بخواهد شاگردان خود را در این زمینه توانمند کند یا خیر و نکته دیگر اینکه اگر می‌خواهید ردیف آوازی را فرا بگیرید، ردیفی که از نظر تحریری به اندازه کافی غنی باشد را انتخاب کنید تا در زمینه تحریری به اندازه کافی توانمند بشوید.

 در پایان یادآور می‌شویم که هدف از مطرح کردن چنین موضوعاتی، تخریب و نادیده گرفتن تلاش‌های هنرمندان نیست و این مباحث فقط به هدف آموزشی و پیشرفت سطح کیفی آواز مطرح می‌شود. لذا از همه هنرمندان می‌خواهیم نگاه مثبتی به مطرح کردن این موضوعات داشته باشند. نقد هنر به معنای زیر سؤال بردن تمام وجوه آن هنر نیست و بدیهی است هر هنری که ارائه می‌شود نقاط ضعف و قوت دارد و همه در کنار هم در راه اعتلای فرهنگ ایران‌زمین قدم برمی‌داریم.

نوشته : بیدل / این نوشتار در تاریخ ۱۳۹۶/۰۴/۰۳ در خبرگزاری هنر آنلاین منتشر شد.

http://www.honaronline.ir/fa/tiny/news-100749

کیمیاگری در هنر، اثری از اسماعیل مهرتاش!!!

photo_2017-06-19_10-38-27

📌کیمیاگری در هنر، اثری از اسماعیل مهرتاش!!!

📝 آموزش آواز ایرانی در سده اخیر تغییرات قابل ملاحظه ای داشته است ولی چرخه آموزشی که بصورت مستمر و مداوم باعث نخبه پروری در امر خوانندگی آواز اصیل شده باشند خیلی کم است. با بررسی اساتیدی که به امر آموزش هنرجویان در این سال ها پرداخته اند شاید بتوان فقط به نام اسماعیل مهرتاش رسید که هنرجو پروری را از مراحل ابتدایی تا مراحل پیشرفته و سطح یک اجرایی، در دستور کار خود قرار داد. به گفته اساتید مختلف از جمله جواد بدیع زاده، عبدالعلی وزیری، عبدالوهاب شهیدی و… اسماعیل مهرتاش در امر آموزش زحمات و ابتکارات زیادی را در کارنامه خود داشته است. لذا ضروریست در مورد نحوه آموزش مهرتاش تحقیقات دقیقی صورت گیرد تا علل موفقیت ایشان در امر آموزش شفاف تر شود و بتوان از آن به عنوان الگویی برای آموزش آواز ایرانی استفاده کرد. با تامل بر شیوه تدریس مهرتاش، به چند نکته مهم خواهیم رسید:

👌🏻۱٫ مهرتاش به خوبی می دانست برای آموزش آواز به هنرجویان مبتدی می بایست به مانند علوم دیگر الفبای آوازی خاصی را برای خود و هنرجویان ایجاد کند، و با همین ذهنیت دست به ابتکاری بزرگ زد و ردیف آوازی که مورد تایید بزرگان زمان خود بود را خلق کرد تا با استفاده از آن بتواند تمام نکات و فنون صدایی و تحریری که برای هنرجویان از سطح مبتدی تا عالی مورد نیاز است را در آن بگنجاند. همین نوآوری باعث می شد ردیف های آوازی و شیوه آوازی او این قابلیت را داشته باشد تا هنرجو بتواند سال ها از آن خوشه چینی کند و همچنان به پیشرفت خود در آن مکتب ادامه دهد. این مهم در آموزش های آوازی دیگر که در آن زمان بود، وجود نداشت و باعث می شد هنرجو بعد از چند سال احساس کند آنچه که باید دریافت کند را گرفته و دیگر این آموزش ها باعث پیشرفت او نخواهد شد و استاد خود را عوض می کرد. از دل الفبای آوازی (ردیف آوازی) مهرتاش بزرگانی پرورش یافتند که آینده موسیقی آوازی ایران را در دست گرفتند، اساتیدی چون عبدالوهاب شهیدی، برادران وفایی، محمد منتشری، محمد رضا شجریان، محمد ملک مسعودی و… .

👌🏻۲٫ نکته دیگری که مهرتاش در آن زمینه نوآوری کرده بود اینکه بخوبی دریافته بود در امر اجرای آواز فقط صدا و خوب خواندن ملاک نیست و صدا و فیزیک خواننده باید به نوعی دارای مهارت بازیگری و فن بیان هم باشد. و از هنرجویان آوازی خود در اجراهای صحنه ای تئاتر، نیز استفاده می کرد و شاگردانی چون شهیدی، وفایی، منتشری، شجریان، شفیعی در این تئاترها بصورت کاملا عملی و حرفه ای به اندوخته های آوازی خود می افزودند.
این دو نکته کلیدی باعث می شد هر هنرجویی که با مهرتاش و آموزش های او آشنا شود، بتواند سال های زیادی در همین سیستم آموزش بماند و علم آموزی کند. سیستم آموزشی که مهرتاش راه اندازی کرده بود آمیزه ای از هنرهای اصیل و مدرن بود تا هنرجویان با اتکا به اصل و ریشه هنری ایران زمین بتوانند ابتکاراتی را نیز بوجود بیاورند و بر اساس همین موضوع بود که هیچ کدام از شاگردهای مهرتاش شبیه هم نمی خواندند و هر کدام سبکی را برای خود خلق کردند.

در این بین یکی از شاگردان مهرتاش که هم در زمینه آواز و هم تئاتر همراه همیشگی مهرتاش بود محمد منتشری است. با توجه به این همراهی، محمد منتشری مهارت های آوازی و اجرایی این سیستم آموزشی را به خوبی درک کرده است و با تجربیاتی که در این مسیر کسب کرده می تواند برای هنرجویانی که مشتاق آواز هستند آموزگاری ویژه باشد. محمد منتشری نیز به مانند استادش اسماعیل مهرتاش، ردیف های آوازی مهرتاش را به هنرجویان آموزش می دهد. البته نوع تدریس ایشان به هنرجویان مبتدی و دوره مقدماتی با هنرجویان و پیشرفته و دوره عالی متفاوت است و بسته به سطح هنرجو، آموزش را انجام می دهد.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟

نوشته: بیدل
در تاریخ ۱۳۹۶/۰۳/۲۳ در خبرگزاری تسنیم منتشر شد
http://tn.ai/1436279

* با ذکر منبع از متن و عکس استفاده کنید

جامعه باربد آنگونه که بود

جامعه باربد و مهرتاش در گذر زمان

 

Gan chart

عدم ثبت رسمی اطلاعات و فعالیت های جامعه  هنری ایران زمین در روزگاران گذشته باعث بوجود آمدن نقل قول ها و برداشت های مختلف از اتفاقات هنری این سرزمین شده است و گاه سهوی یا عمدا مطالب ذکر شده باعث تخریب فعالیت های هنری هنرمندان این مرز و بوم شده است و پژوهشگران و محققان جز با تحقیقات میدانی و با صرف هزینه و زمانی زیاد نمی توانند سنگ معیاری  برای راستی آزمایی مطالب گفته شده بدست بیاورند و همین امر باعث شده است تا همواره شاهد درج اخبار و اطلاعاتی متناقض با واقعیات باشیم.

جامعه باربد یکی از همین مراکز هنری بود که به عنوان یک دانشگاه مردمی در زمینه هنر سال های زیادی به آموزش و پرورش هنرمندان می پرداخت ولی متاسفانه در چند سال اخیر مطالبی ضد و نقیض به نقل از اساتید مختلف در مورد فعالیت های این جامعه و مدیریت آن (استاد اسماعیل مهرتاش) منتشر می شود که به نظر بدور از واقعیت می باشد. به این بهانه توضیحاتی در مورد جامعه باربد و فعالیت های این جامعه خواهیم داد.

اسماعیل مهرتاش در سال ۱۲۸۰ و در روستای ویسمون ۵۰ کیلومتری غرب شهرستان ساوه متولد شد. پدرش از خوانین ایل خلج بود که وقتی اسماعیل ۵ ساله بود به تهران مهاجرت کرد. در مدرسه ی دارالفنون تحصیل کرد و در سال ۱۲۹۸ (۱۵ سالگی) به فراگیری تار پرداخت. مهرتاش به ترتیب نزد سیدحسین درویش، داوود شیرازی و درویش خان رفت و آموزش های لازم را دید و مدتی در مدرسه ی عالی نزد کلنل وزیری نت خوانی و سلفژ آموخت. او مدتی را نیز از کلاس های وزیری (در مدرسه نوپای وزیری با هنرجویانی از جمله سلمان سپانلو، حسین سنجری، روح الله خالقی، عبدالعلی وزیری، حسین گل گلاب، جواد معروفی، اسماعیل قهرمانی) و صبا بهره گرفت، همزمان با گروه کمدی ایران که زیر نظر سید علی نصر اداره می شد، همکاری می کرد. [۱]

مهرتاش در سال ۱۳۰۳(۲۰سالگی) جمعیتی به نام جمعیت صفا تشکیل داد.[۲] این گروه از همان هم کلاسان مهرتاش در مدرسه دارلفنون بودند. حق عضویت (۳ تومان)، حقوق برای اعضا ارکستر و جریمه برای تاخیر(۱۰ شاهی که صرف امور کلوپ می شد) از جمله قوانین مالی این گروه بود. آن ها بصورت دوره‌ای در خانه اعضا کنسرت یا تئا‌تر برگزار می‌کردند. از نمایشهایی که در منازل اجرا کردند می توان به بچه سه قلو، دو ارباب و دو نوکر، ابهت الممالک، انوشیروان عادل و دکتر ریاضى‏دان اشاره کرد.[۳]

در طی این سال ها اعضا گروه صفا افزایش یافت و مهرتاش و دوستانش (از جمله سید کاظم شهیدی) بر آن شدند تئاترها را برای عموم مردم اجرا کنند و در سال ۱۳۰۵جامعه باربد را تاسیس کردند. برای تمرین اعضا، ملک احتشام السلطنه را اجاره کردند(ماهی ۱۲هزار تومان) و اجرا را در سالن هایی نظیر: گراند هتل، نکویی (در چهارراه اسلامبول که بعدها به سینما همای تبدیل شد)، زرتشتیان (در خیابان قوام السلطنه آن روزگار و خیابان سی تیر فعلی) و خانه ی حاج مفتح الملک (در نزدیکی میدان حسن آباد) برگزار می کردند.

مهرتاش همچنین کلاس‌هایی برای آموزش تار و آواز(خود مهرتاش درس میداد)، فن بیان (رفیع حالتی) و هنرپیشگی، ادبیات فارسی(دکتر ناظم زاده کرمانی)، دکور(ولی الله خاکدان)، تاریخ تئاتر(علی اصغر ازهدی) در جامعه باربد دایر کرد.[۴]

آثار نمایشی این تشکل هنری و تماشاخانه، یک شب در ماه اجرا می شد و اغلب اوقات این آثار نمایشی صرفا برای اعضا کلوپ جامعه ی باربد و خانواده هایشان و گاهی نیز برای عموم مردم روی صحنه می رفت و برای اجرای عدالت قیمت های مختلفی برای صندلی های آن درنظر گرفته شده بود. بطور مثال قیمت بلیت لژهاى مخصوص ۱۰۰ تومان، صندلی های سالن به ترتیب ۱۰ تومان، ۵ تومان، ۲ تومان و یک تومان بود.

جامعه باربد در زمینه صحنه پردازی و دکور نیز پیشتاز شد و نخستین بار در تاریخ تئاتر ایران طراحی و ساخت دکور به طور حرفه ای و ویژه در این تئاتر انجام شد. میرسیف الدین کرمانشاهی تحصیل کرده و معلم تئاتر در روسیه و متخصص دکورسازی در سال های ۱۳۰۸ پس از ورودش به تهران به این تئاتر پیوست و دکورهای قابل توجهی ساخت که دکور نمایش لیلی و مجنون اولین آنها بود. این دکور برای چهار قسمت متفاوت نمایش شامل چهار سازه جداگانه بود که به ترتیب عوض می شدند.[۵]

موضوع نمایشنامه ها بیشتر برگرفته از ادبیات و فرهنگ کهن ایران نظیر آثار نظامی گنجوی و فردوسی یا آداپته از آثار فرنگی بود که اغلب با استقبال فراوان تماشاچیان مواجه می شد.

جامعه باربد در سال ۱۳۱۲ اولین نمایش خود را در سالن سینما همای یا همان سالن زرتشتیان به نام لیلی مجنون به صحنه برد. که به علت استقبال و ازدحام جمعیت خیابان لاله زار بسته شد و با دخالت پلیس سامان یافت. دومین نمایش به نام خسرو شیرین بود که ملوک ضرابی نقش شیرین را در آن ایفا کرد.

مهرتاش مبدع پیش‌پرده خوانی در تئاتر نیز شده بود و در فاصله زمانی بین دو پرده تئاتر، پیش‌پرده خوان می‌آمد روی سن می‌خواند تا حوصله تماشاچی سر نرود، چون فاصله هر پرده با پرده بعدی نیم ساعت طول می‌کشید. موسیقی‌ای که در زمان تعویض پرده‌ها و دکور اجرا می‌شد پیش‌پرده می‌نامیدند. استاد مهرتاش برای این تئاتر‌ها موسیقی می‌ساختند و از شاعر می‌خواستند تا برایشان شعر بگوید.

همچنین مهرتاش در سال ۱۳۱۳ با سفر به شهر حلب در سوریه به ضبط آثاری از آهنگ های فولکلور تهران از جمله یکی یک پول خروس، ذال ذالک، آلاگارسون و… پرداخت. این آثار ساخته خودش بود و در این سفر هنرمندانی چون صبا، محجوبی، بدیع‌زاده و ملکه حکمت شعار او را همراهی کردند.[۶] (مهرتاش حدود چهارصد و پنجاه آهنگ برای مناسبت‌های گوناگون و نمایش ها ساخت و براى ضبط آنها بر روى صفحه چند سفر به بغداد و قاهره نیز کرد)

جامعه باربد بین سالهای ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۱ فعالیتی نداشت و اسماعیل خان مهرتاش مشغول تقویت بنیه اقتصادی و تجدید قوا برای ادامه حرکت این تماشاخانه و دانشگاه مردمی بود.

جامعه باربد از سال ۱۳۲۱ با اجاره ملکی در خیابان سعدی فعالیت هایش را از سر گرفت. مهرتاش که به شدت به تساوی حقوق حاصله پایبند بود، به منظور شریک کردن هنرمندان جامعه ی باربد، اقدام به فروش سهام این تماشاخانه کرد و با تقسیم سی و پنج سهم بین سی و پنج هنرمند فعال در جامعه ی باربد، مبلغ پانصد تومان را برای هر سهم درنظر گرفت و این روند تا سال ۱۳۲۵ ادامه یافت. بعدها به دلیل مخارج بالای زندگی هنرمندان و ترس از احتمال متحمل شدن شکست و آسیب مالی جامعه ی باربد، تمامی سی و پنج سهامدار این تماشاخانه، هر سهم خود را به مبلغ سیصد و چهل به شخص مهرتاش واگذار کردند و اسماعیل خان مهرتاش به طور رسمی صاحب جامعه ی باربد شد.

یکی از اتفاقات مهمی که طی فعالیت جامعه ی باربد در خیابان سعدی رخ داد، حضور و آغاز همکاری رفیع حالتی در این تماشاخانه بود که در آن زمان یکی از بهترینهای تئاتر کشورمان محسوب می شد و اجرای آثار نمایشی او مصادف با جلب توجه خیل عظیم علاقمندان این هنرمند بود.

جامعه ی باربد در سال ۱۳۲۵ به خیابان لاله زار و کوچه ملی و در ملکی که در این زمان سینمای تعطیل شده شهرزاد هست نقل مکان کرد و شهرت این تماشاخانه موجب شد که به مرور زمان نام کوچه ملی به کوچه باربد تغییر پیدا کند و  این اتفاق نشان دهنده میزان محبوبیت و شهرت این تماشاخانه بین اقشار مختلف جامعه بود. مهرتاش در این مکان نیز به دایر بودن کلاسهای آموزشی همچنان تاکید داشت.

در سال ۱۳۲۶ تئاتر تهران که مجاور جامعه باربد بود برای درآمد بیشتر از ترکیه تعدادی رقاصه آورد و این برای مردمی که این چیزها را ندیده بودند و جوانان بسیار جذاب بود و بدین گونه فضای لاله‌زار را عوض کردند، و برای تئاترهای مبتذل صف های طولانی تشکیل می شد. همچنین فیلم ها هم جایشان را به فیلم های عربی و هندی مبتذل دادند. مهرتاش می گفت: که این تئاتر در آن زمان شبی ۲۰۰۰ تومان فروش داشت در حالیکه ما ۲۰۰ تومان هم فروش نداشتیم. بعد از آن بود که وضعیت لاله‌زار را که یک زمان به عنوان مرکز هنر ایران می‌شناختند بهم خورد و حتی سبک آدم‌هایی که به لاله‌زار رفت‌وآمد می‌کردند تغییر کرد. بعدها تئاتر پارس، تئاتر نصر، دهقان و بقیه تئاتر ها هم به این سرنوشت دچار شدند.(تماشاخانه های لاله زار عبارت بودند از: جامعه باربد، پارس، نصر، دهقان، تهران). آن زمان در تئا‌تر تهران و پارس گروه حرکات رقص عربی و ترکی با بلیتی شبی۲۰۰ تومان برروی صحنه می‌رفت. [۷]

در همین راستا جامعه باربد نتوانست هم ‌پا با تئا‌تر تهران و پارس جلو برود و با اینکه تئاترهای جامعه باربد ملی بود و وزارت فرهنگ و هنر آن زمان به آن کمک می‌کرد اما دخل و خرجش به هم نمی‌خورد و هزینه‌ها بسیار بالا بود. تا سال ۱۳۲۸ فعالیت جامعه باربد در این مکان و بدین گونه ادامه داشت.

در سال ۱۳۲۸ جامعه باربد بار دیگر نقل مکان کرد و به ابتدای خیابان لاله زار، مقابل سینما سارا که زمانی تئاتر صادق پور بود منتقل شد و آنجا را اجاره کرد (امروزه تبدیل به پاساژی به نام ابوالفضل شده است که بنا به نوشته های قدیمی، این زمین وقفی بوده است). ساختمان این محل یک خانه ی قدیمی از زمان قاجار و متعلق به شخص نجاری به نام صدری بود که در انبار آن سالنی ساخته و پیشنهاد اجاره کردن آن را به مهرتاش دادند.[۸]

جامعه باربد تا سال ۱۳۳۵ با مدیریت اسماعیل خان مهرتاش به فعالیت خود ادامه داد، اما ورود آتراکسیون[۹] از سال ۱۳۲۶ به تئاترهای لاله زار، موجب توقف و مرگ این تماشاخانه شد.

اسماعیل خان مهرتاش تا جایی با آتراکسیون مخالف بود که در مجلس یادبود منشى‏باشى بهرامى خطاب به مدیران تئاترها گفته بود: این کار را نکنید، آتراکسیون را از تئاتر دور کنید.

مهرتاش در یکی از مصاحبه‏ هایش گفته بود که: کم‏ کم آتراکسیون معمول شد. دیدیم نمى‏توانیم با آنها مبارزه کنیم، تئاتر بغل دست ما شبى دو سه هزار تومان مى‏فروخت ما صد تومان الى صد و پنجاه تومان. لذا ناچار پولى که نداشتیم مبارزه کنیم تئاتر را گذاشتیم، کنار رفتیم و دادیم دست آنهایى که مى‏خواستند آتراکسیون بگذارند.

این روند تا سال ۱۳۳۵ به صورت کج‌دار و مریض پیش رفت و بعد از آن سالن‌های جامعه باربد اجاره داده شد. محمد منتشری در این رابطه می گوید: افرادی که اجاره کرده بودند هم می خواستند به مانند مهرتاش تئاتر را اداره کنند، بنابراین فقط نمایش های سیاه بازی یا کنسرت قاسم جبلی و… بود که آنجا اجرا می شد. فقط در برهه ای از زمان و زمانی که ما در جامعه باربد کلاس می‌رفتیم، گروهی به نام محمد علی جعفری آمد که تئاترهای ترجمه شده فرنگی را اجرا می‌کردند و شامل حیدر سارمی، محمد مالی، مهدی علی محمدی، شهلا ریاحی، پوران مهرزاد، خود شخص جعفری و نوری بودند که آنها نیز با توجه به جو تغییر یافته، نتوانستند ادامه دهند.

در این سال ها مهرتاش در لاله زار فقط اتاقی داشت که زمستان ها، غروب، هفته ای دو روز کلاس آواز را در آنجا برگزار می کرد و تابستان ها نیز کلاس آوازش در خانه (خیابان فرشته) برگزار می شد. ایشان خودش را از تئاتر بازنشسته کرد و کمی بعد از شهرداری هم بازنشسته شد.[۱۰]

استاد مهرتاش در سال های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ هر سال شب عید برای پرورشگاه‌ های تهران کنسرت و تئاتری برگزار می‌کرد و از دوستانش که توانایی مالی دارند برای کمک به این پرورشگاه‌ها دعوت می‌کرد.

از کارهای به یاد ماندنی مهرتاش، در این سال ها برنامه ی چهارشنبه سوری بود که در چند روز مانده به نوروز ۱۳۵۴ از تلویزیون آن زمان پخش شد. در این برنامه مراسم چهارشنبه سوری تهران قدیم به صورت نمایش و موسیقی به تصویر کشیده شد و برخی از شاگردان او از جمله محمدرضا شجریان و مظفر شفیعی تصنیف کلید صندوق شکسته  و محمد منتشری تصنیف گل پونه نعناع پونه را با لباس‌های آن دوره اجرا کردند.[۱۱]

فعالیت های لاله‌زار به همین سبک تا سال ۵۷ ادامه پیدا کرد و در سال ۵۷ تئاتری که آتش زدند جامعه باربد بود چون در ابتدای لاله‌زار قرار داشت!

خاطره ای که مهرتاش با بازگو کردن آن، اشک از چشمانش جاری می شد را از زبان محمد منتشری نقل می کنیم: سیگار فروشی به مدت ۲۰ سال دکه سیگارش را درکنار درب جامعه باربد قرار می داد و پاسبان ها او را جمع می‌کردند و او به ما پناه آورد که: «به خاطر گذران زندگی و خرج خانواده، اجازه بدهید که وقتی پاسبان ها می آیند من در راهروی جامعه، دکه و وسایل خودم را قرار دهم» که موافقت کردند. در آن زمان که می خواستند جامعه را آتش بزنند، همین سیگار‌فروش اولین کسی بود که کوکتل مولوتف را به سمت جامعه پرتاب کرد و می گفت: “مطربی هم شد کار؟” استاد گفت حرف این مرد در مقابل اینکه تمام تئاتر را به همراه سازها و نمایش نامه ها و لباس ها سوزاندند، مرا خیلی ناراحت کرد چون او ۲۰ سال در حریم ما ارتزاق می‌کرد و من تا آن زمان فکر می‌کردم که خادم ملت هستیم در حالیکه فهمیدم که خائن به ملت بودیم![۱۲]

اسماعیل مهرتاش از اسفند ماه سال ۵۸ دچار کسالت و مریضی شد و سرانجام در تاریخ ۱۶ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ بعداز یک دوره بیماری طولانی درگذشت و در قطعه ی ۸۳ بهشت زهرا دفن شد. در همین رابطه محمد منتشری می گوید: در سال ۵۹، وقتی به عیادتش در بیمارستان ایرانشهر رفتم، گفت که مرا بی سر و صدا دفن کنید و من به استاد گفتم که نگران چه چیزی هستید زیرا تاریخ قضاوت می کند که چه کسی به این کشور خدمت کرده است و چه کسی خیانت کرده است. در هنگام دفن ایشان ما ۵ نفر بودیم که زیر جنازه را گرفتیم. بعد از ۲۰ سال، آقای نصیری فرد کتاب زندگی نامه او را منتشر کرد و عکس استاد با ساز روی جلد آن بود. این نشان می‌دهد که تاریخ قضاوت خود را انجام داد و کشور خدمتگزاران خود را فراموش نمی کند.

اسماعیل مهرتاش تا آخر عمر ازدواج نکرد و یک فرزند خوانده به نام پرویز رهنورد داشت.

نظرات دیگر اساتید در مورد استاد مهرتاش

عبدالوهاب شهیدی: امثال مهرتاش هزاره اند. هزار سال باید بگذرد تا مانند این افراد متولد شوند. خیلی‌ها دیر و نامنظم به سر کلاس می‌آمدند و می‌فهمید که وضع مالی آنها خوب نیست. او به این افراد کمک می‌کرد و ایاب و ذهاب آنها را تأمین می‌کرد. آیا کسی به رایگان چنین کاری را انجام می‌دهد. او در گرما و سرما کار خود را می‌کرد و برایش تفاوتی نمی‌کرد. این گونه افراد کم پیدا می‌شوند و از دست دادن آنها نیز مصیبت است.  وظیفه ما این است که چنین استادان درگذشته‌ای را که زمانی بار هنری و فرهنگی این مملکت را بر دوش داشتند به جوانان معرفی کنیم تا بدانند چه بزرگانی در این کشور وجود داشته و دارند. اینطور نیست که آنها فراموش شوند.[۱۳]

محمد رضا لطفی: به نظر من بهترین استاد آواز در ۱۰۰ سال اخیر، استاد مهرتاش بوده است

مرحوم رضا وُحدانی که از شاگردان استاد بود: هر کس در این کشور در موسیقی یا تئاتر به جایی رسید، سری به جامعه‌ی باربد زد.

محمد منتشری: مرحوم مهرتاش از هنرمندانی بود که دو شخصیتش با هم هماهنگ بود. بسیار آدم خوش برخورد و نازکدل و بزرگواری بود. حتی می دانم به شاگردانی که وضع مالی شان خوب نبود کمک می‌کرد. این را البته بعدا متوجه شدم. علاوه بر آن بعدها دست خط‌هایی از استاد پیدا کردم که نشان می‌داد به موسسه های خیریه و نوانخانه ها کمک های مالی می‌کرده است. ایشان در زمینه آهنگسازی، تئاتر، ابتکار تابلو موزیکال (تئاتری که با موسیقی همراه است؛ نظیر اُپرت‌های خارجی) و نیز خلق آهنگ‌های فولکلور تهران مهارت داشتند.

محمد ملک‌مسعودی: درباره آقای مهرتاش اگر کتاب‌ها نوشته شود، کم است و آنچه که او انجام داد بنابر قول سعدی، بار درخت علم ندانم به جز عمل. او عمل کرد و در زمانه‌ای که موسیقی شاخه‌های مختلفی داشت، موفق بود.آثار او مشخص است.

علیرضا میرعلینقی: درباره استاد مهرتاش همه چیز داریم و هیچ چیز نداریم. تاثیر استاد مهرتاش بر جامعه‌ موسیقی و تئاتر بر هیچ کس پوشیده نیست اما هیچ سند و مدرک خصوصی و مستند وجود ندارد. متاسفانه اسناد جامعه‌ی باربد در آتش‌سوزی سال ۵۷ از بین رفت و ما در شمار بی‌حافظه‌ترین ملت ها هستیم که نسبت به حافظه تاریخی خود بی‌توجه هستیم. اندیشه مهرتاش در تئاتر یک اندیشه ملی بود و به هیچ وجه تقلید و گرته ‌برداری نیست.

محمدرضا شرایلی: در تاریخ معاصر موسیقی ایران، تنها موسسه‌ای که توانست بیش از چهل سال به فعالیت مستمر خود ادامه دهد و سرمنشاء خدمات بی‌شماری به هنر موسیقی و نمایش ایران باشد، جامعه‌ی باربد به مدیریت و پایه‌گذاری شادروان مهرتاش بود.

مطالب گفته شده در بالا مشخص می سازد، مرحوم مهرتاش علاوه بر اینکه بر سالم بودن محیط فرهنگی در تئاتر تاکید داشت بلکه خود و جامعه باربد نیز به خاطر تغییر جو لاله زار  و ورود آتراکسیون در دهه ۳۰ و ۴۰ آسیب دید و تا حد ممکن نیز تلاش بر اصلاح کرد. در آخر پیشنهاد می شود مسولین امر برای اشخاص و مراکز فرهنگی مهم کشور رزومه های هنری با استانداردهای تعریف شده را تهیه و ثبت رسمی نمایند تا  از هرگونه تحریف و سو برداشت در آینده جلوگیری شود.

در پایان نام تعدادی از دانش آموختگان جامعه باربد را می بریم:

ادیب خوانساری(با جامعه همکاری داشت)، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری، شاپوررحیمى، ملوک ضرابى، مرضیه، برادران وفایى، حسن یزدانیان، محمد ملک مسعودی، قاسم جبلی، محمد نوری، داوود فیاضی، عزت‌الله انتظامی، حسن اعتمادى، فریدون اسماعیلى، بهمن جنیدی، محمدعلی کشاورز، رسول نجفیان، بهزاد رضوی، بهروز رضوی، علی نصیریان، حمید قنبری، مجید محسنی، اسماعیل شنگله، مستجاب الدعوه، علی تابش، نصرت کریمی(به عنوان همکار)، شهروز ملک آرایی، مهری مهرنیا، ملکه حکمت ‏شعار، فروزنده، حسن معبودى، اکبر جقه، بهرام سیر، منوچهر شفیعى، گودرزى، محمد امین ‏زاده، فریدون اسماعیلى (دوبلور)، محمدرضا نوابى، عزیزالله بهادری، خاکپور، قدکچیان، علی مرادی، عتیقه چی، جم نیا، عرب، حاجی اکبری، کوشه کلانی، انصاری، نیاکان، نعمت الله گرجی، جواد انصافی، رضا کرم رضایی و رشید اصلانی، محمد علی صفاریان، جواد جواهری، توران مهرزاد، خانم شهلا، محمد علی جعفری و…

منابع:

کتاب تماشاخانه های تهران نوشته ی حبیبیان و آقاحسینی

کتاب اسماعیل مهرتاش و جامعه باربد نوشته نصیری فر

مراسم بزرگداشت استاد مهرتاش

مصاحبه شمشیربندی از ایران دیدار با محمد منتشری

سایت ایران تئاتر

[۱] داوود فیاضی در فرهنگسرای بهبهان ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۸

[۲] بهروز مبصری، مراسم بزرگداشت استاد مهرتاش

[۳] کهن ترین تئاترهای تهران، پیمان شیخی

[۴] مصاحبه شفاهی با محمد منتشری

[۵] کهن ترین تئاترهای تهران، پیمان شیخی

[۶] داوود فیاضی در فرهنگسرای بهبهان ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۸

[۷] مصاحبه شفاهی با محمد منتشری به نقل از استاد مهرتاش

[۸] کتاب “تماشاخانه های تهران” نوشته ی حبیبیان و آقاحسینی.ص ۹۵

[۹] نمایشی عامه پسند که همراه با رقص و موسیقی و جک‌ها و کنایه‌های کوچه بازای باشد. امروزه این لغت بیشتر هم‌معنی تئاتر مبتذل است.

[۱۰] مصاحبه شفاهی با محمد منتشری

[۱۱] بهروز مبصری

[۱۲] مصاحبه شفاهی با محمد منتشری

[۱۳] سخنرانی شهیدی در مراسم بزرگذاشت اسماعیل مهرتاش

این مقاله در تاریخ های ۱۳۹۵/۰۹/۱۷ و ۱۳۹۵/۰۹/۱۷ و ۱۳۹۵/۰۹/۲۰ در روزنامه شرق چاپ شد // این مقاله، مقاله عمومی برتر در جشنواره مقالات موسیقی در سال ۱۳۹۵ شد 

مجموعه تصنیف های آوای مهربانی (جلد اول)

بالاخره بعد از دو سال و نیم وزارت خیلی محترم ارشاد مجوز مجموعه تصنیف ها را صادر کرد.این کتاب با عنوان ” آوای مهربانی” جلد اول می باشد که شامل تصنیف هایی در دستگاه های ایرانی هست.

در این مجموعه سعی شده کاربردی ترین وغنی ترین تصنیف های ایرانی که خواندن آن ها برای هنرجویان نیز امکان پذیر باشد انتخاب شوند.همچنین فهرست بندی دستگاهی و مصرعی برای تصانیف (طبق مصرع اول هر تصنیف)، اطلاعات جامع و مختصر از هر تصنیف، فرهنگ لغات، از ویژگی های دیگر این مجموعه می باشد.

همچنین سعی شد کتاب در قطع جیبی درست شود تا هنرجویان برای حمل کتاب به مکان های مختلف با مشکل مواجه نشوند.

برای تهیه این کتاب از طریق ذیل اقدام کنید
۰۹۲۱۷۸۶۱۵۰۵
@navayemehrabani

قیمت: ۱۲۰۰۰ تومان

باتشکر ، مهربانی

کتاب مجموعه تصنیف های ایرانی “آوای مهربانی” ویژه هنرجویان چاپ شد
برای تهیه این کتاب از طریق ذیل اقدام کنید
۰۹۲۱۷۸۶۱۵۰۵
@navayemehrabani

قیمت: ۱۲۰۰۰ تومان

02

03

04

05

اجرای دانشگاه آزاد اراک ۱۳۹۴/۱۱/۲۵

این اجرا به مناسبت روز پرستار در دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اراک، برگزار شد، در این اجرا به همراه گروه ماهور، قطعاتی در مایه ابوعطا نواخته و خوانده شد. خیلی خوشحالم چون تونستم اونچه که در توانم بود رو به نمایش بگذارم ولی بی شک ضعف هایی هست که به مرور باید اصلاح شود.

آواز با مطلع : من خرابم ز غم یار خراباتی خویش

تصنیف: دل بردی از من به یغما؛ سرو خجل

نوازندگان: دف: محمد سجاد حمصی، تار: محمد صادق حمصی، نی: احمد نجفی، تنبک: علی یوسفی، آواز: مهربانی

در ادامه صدای ضبط شده بی کیفیت!! و عکس و فیلم  این اجرا (متاسفانه فیلم از قسمت تصنیف فقط گرفته شده و آواز در فیلم نیست، اما در صوت کل اجرا کامل هست) تقدیم میگردد.

بیدل

اجرای اراک

 

اجرای اراک

اجرای اراک