اوضاع نا به سامان تدریس موسیقی در ایران

📚تحلیل هفته: تدریس موسیقی

📌اوضاع نابه سامان تدریس موسیقی در ایران

📝 هر کدام از ما اگر بخواهیم در زمینه هنر فعالیتی (آماتور یا حرفه ای) داشته باشیم می بایست منابعی را بیاوریم و آن ها را در این راه صرف کنیم.
زمان(عمر)، پول، انرژی، فرصت های از دست رفته در زمینه های دیگر، از جمله منابعی هستند که هر فردی به میزانی که میخواهد در هنر پیشرفت کند، می بایست مصرف کند.

▫️حال سوال اینجاست عادلانه است که این منابع درچه راهی صرف شود؟
علاقه مندان به هنر این موارد را به میزان کم یا زیاد، مصرف می کنند تا بتوانند به هدفی که در هنرآموزی دارند برسند. پس بدیهی است این منابع (زمان،عمر هنرجو، پول، انرژی فکری و فیزیکی، فرصت های از دست رفته) می بایست در راه آموختن به هنرجو به کار گرفته شود.نکته مهمی که باید مد نظر باشد اینکه برای رسیدن به هدف، باید راه صحیحی نیز انتخاب شود و کسانی که به هنرآموزان درس می دهند می باید بر اساس اصول صحیح و منطقی اینکار را انجام دهند.

متاسفانه به دلیل عدم وجود سرپرست و نهادی که به صورت استاندارد در زمینه معرفی مدرسان موسیقی فعالیت کند، بارها دیده شده فردی که فقط ۵ سال!! نوازندگی کرده اقدام به تدریس ساز و آواز!!!! می کند. در زمینه آواز نیز وضع به همین منوال است و هر چه از مرکز ایران دورتر می شویم این مسایل بسیار بیشتر است.
شاید استدلال این افراد این باشد که ما حداقل اصول مقدماتی و آنچه که بلدیم را می توانیم به هنرجویان مبتدی منتقل کنیم و آن ها را برای دوره های عالی آماده کنیم. بارها از سوی اساتیدی که دوره های عالی سازی یا آوازی را تدریس می کنند اعلام شده که نحوه تدریس به هنرجویان اشتباه است ولی هیچ نهادی این گوشزد کردن و تجزیه و تحلیل چرایی این هشدار را، بررسی نمی کند چون به واقع موسیقی در ایران هیچ سرپرستی ندارد.

▫️سوال بعدی این نوشتار این است که اگر این استدلال که کسانی که چند سالی آواز یا ساز کار می کنند می توانند تجربیات خود را در قالب آموزگار به هنرجویان مبتدی منتقل کنند درست بود، پس چرا اساتید واقعی و بزرگ به نحوه تدریس غلط و اشتباه بارها و بارها اشاره کرده اند؟
اگر در رشته هایی مانند فوتبال دقت کنیم میبینیم مربیان دوره ها و مدرک ها و سطوح مختلفی دارند که به صورت مشخص و شفاف تمام فرآیندهای آن معلوم است.
امروزه جوری شده است که کافی است چند سالی ساز یا آواز کار کرده باشید و لباس شیکی بپوشید و خوش سخن هم باشید و به آموزشگاهی مراجعه کنید! (یا حتی آگهی دهید و در منزل خود تدریس کنید) و به ناگاه فردا شما استادی هستید که در جهت کسب درآمد زایی آموزشگاه و خودتان شهره شهر خواهید بود.

▫️سوال بعدی این است هنرجویی که بی خبر از همه جا به آموزشگاه هایی که هیچ نظارت علمی روی آن ها نیست مراجعه می کند چه اتفاقی رخ می دهد جز اینکه تمام آن منابعی که هنرجو در این راه آورده است برای تامین منافع دیگران صرف می شود. هنرجویانی که بعد از سال ها فعالیت انبوهی از اطلاعات غلط در ذهن آن هاست که از نظر زمانی و اصلاح ذهنی هرگز قابل جبران نخواهد بود.

اصلی وجود دارد که بر اساس آن، واقعیات همیشه بر اساس رویدادهایی که در طول زمان اتفاق افتاده تعریف می شود و نه بر اساس آرزوها و خیالاتی که عملی نشده است. بر این اساس عاشقان هنر باید بدانند نه از متولیان حکومتی و نه از کسانی که نهادهای خصوصی را راه اندازی کردند و خود را با رانت متولی موسیقی معرفی کردند هیچ امیدی نباید داشت و می بایست طرحی نو در اندازیم.
پیشنهاد می شود بزرگان موسیقی، به صورت خودجوش در این زمینه فعالیت را آغاز کنند، و می توان با تامین مواردی مانند:
برگزاری دوره های فشرده تربیت معلم برای کسانی که می خواهند معلم آواز شوند،
سطح بندی معلم های آواز بر اساس موارد مشخص،
نظارت علمی بر روند فعالیت آموزگاران آموزشگاه ها،
نظارت و فراهم کردن روند تدریس از مجاری قانونی(آموزشگاه)،

سر و سامانی ابتدایی به وضع تدریس در موسیقی داد.

نوشته: بیدل
*با ذکر منبع از متن استفاده کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای جلوگیری از اسپم *