زندگی نامه استاد غلامحسین بنان – بخش اول

banan6

نام: غلامحسین بنان

تولد: اردیبهشت ۱۲۹۰

وفات: اسفند ۱۳۶۴

مقدمه

غلامحسین بنان، خواننده ایرانی است که از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیا نگذار انجمن موسیقی ایران بوده است.

استعداد شگرف او در مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی بارها ستایش موسیقی دانان معاصرش را بر انگیخته است. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است. انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد

از ماندگارترین ترانه های بنان میتوان به: آهنگ آذربایجان در مایه ی دشتی، آمدی جانم به قربانت در مایه ی بوسلیک، الهه ناز در مایه ی دشتی، بهار دلنشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر در دستگاه همایون، یار رمیده، می ناب، خاموش، مراعاشقی شیدا، من از روز ازل، نوای نی و سرود همیشه جاوید ای ایران در مایه ی دشتی اشاره کرد. به تصریح همسرش، بنان بهترین اثر خود را” حالا چرا “و” کاروان “می دانست و می گفت” :کاروان را برای بعد از مرگم خوانده ام. اواخر عمر هم دلبستگی  عجیبی به ترانه ی “رویای هستی” پیدا کرده بود تا آنجا که با این آهنگ می گریست.

گفتنی است که وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت.

بعدها به صلاحدید کلنل وزیری و خالقی ،صدایش را پایین تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل انگیز شد. صبا می گفت: بعضی تحریرها را هیچ کس به جز بنان نمی تواند درست بخواند.

فرهاد فخرالدینی می گوید: بنان به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج ،یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن، بیش از اندازه دقت می کرد و در نتیجه وقتی شعر را می خواند آنچنان را آنچنان تر می کرد.

خالقی می گوید: بنان در انتخاب شعر و موسیقی ، سخت خوش سلیقه بود. صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام اگر به یکی از تصنیفهای بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابجا خواندن، درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا می کند و بنان را در صدر می نشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است.

حسینعلی ملّاح درباره ویژگی های آواز بنان می نویسد:

صدای بنان طبق تقسیمات صوتِی فرنگی ها باریتون بود که موسیقی دان های ایرانی به آن راست کوک می گویند.جنس یا کیفیت و یا به قول فرنگی ها تَمبِر (timbre) در صدای بنان سخت زیبا و دلنشین بود.

استفاده از تحریرها و غلتها پیرو سبک ادیب خوانساری بود و مانند او اگر ضرورِت ردیف خوانی ایجاب نمی کرد ترجیح میداد مثلا مخالف سه گاه را در محدوده ی صوتی خود بخواند یعنی در ناحیه ای که رژیستر (register) صدای او آن را مطبوع میدانست بنان نخستین خواننده ای است که در آواز ایرانی از صدای فوسه یا صوت ساختگی استفاده کرده و به پاره ای از هجاها ارتعاش خاص داده و برخی از سیلابها را با نوآنسو ادا کرده است. (از نوآنِس ضعیف به قوی رفتن را کرشندو (crescendo) اهِل موسیقی به آن کرشند می نامند) بهترین نمونه آواِز دیلمان اوست که این ویژگی در آن به روشنی احساس می شود.

بنان برخلاف ادیب خوانساری برای شعری که همراه آواز می خواند ارزشی معادل لحن قائل بود و به همین سبب می کوشید: اولا شعری را برگزیند که متناسب فضای لحنی دستگاه موسیقی باشد، دوما شعر دلنشین و فصیح و بلیغ و زیبا باشد و واژه های ثقیل و مهجور و نامأنوس در آن به کار نرفته باشند، سوما معنای شعر بر او پوشیده نباشد، چهارما کلام فدای تحریرها و غلتهای لحنی نشود، علاوه بر اینها باید ذوق و استعداد و گوش موسیقی و دقت نظر و آگاهی از ردیف، و همچنین زنگ صدای بنان را نیز افزود.

دوران کودکی

مادر بنان چند دختر به دنیا آورده و او تنها پسر خانواده و آخرین بچه بود. مادر و پدرش نذر می کنند اگر پسری به دنیا بیاورند اسمش را غلامحسین بگذارند و عاشورا لباس سقاها را بپوشد و شربت بدهد. بنان از بچگی با روضه و تعزیه به شدت آشنا بود خودش تعریف می کرد که از همانجا متوجه شده که می تواند این راه را ادامه دهد. جالبتر اینکه تمام فامیل بنان و حتی پدرش کاملا مخالف خواننده شدنش بودند و پدرش به شرطی به او اجازه خوانندگی را داده بود که این حرفه و شغلش نباشد.

غلامحسین بنان در اردیبهشت ماه سال ۱۲۹۰ خورشیدی در تهران خیابان زرگنده قلهک در خانواده ای متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدوله نوری آملی و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدوله-برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه) بودند.

محیط خانه و خانواده از هر لحاظ برای پرورش ذوق و استعداد هنری اش آماده بود. چهار پیانو و یک ارگ دراین خانه بود. مادر، پیانو می زد. خاله  نی می نواخت و خواهرانش هم تار مشق می کردند. از این گذشته هفته ای یک شب که دوستان بنان الدوله به دیدارش می آمدند و مجلسی می آراستند، به نوبت هر بار یکی از شخصیتهای هنری زمان مانند: آقا حسینقلی و درویش خان در این مجلس شرکت می جستند و حاضرین را مستفیض می کردند. گوش استاد از اوان کودکی به نوای ساز و آواز آشنا شد و از ساز هر یک از نامبردگان به نحوی لذت می برد.

مرتضی نی داوود نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، از شش سالگی بنا به توصیه استاد نی داود، به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، گاهی هم به تشویق مادرش از آموزش های پسر خاله خود برخوردار می شد. در سال ۱۲۹۶ در  مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد، که پدر به استعداد پسر پی برده بود، او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد. بنان موسیقی را از  مرتضی نی داوود و آواز را از میرزا ضیاء الدین رضایی فرا گرفت و از آنها نکته ها آموخت و از ردیف های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. بنان اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد. بنان در این انجمن سال های سال خواننده بود. بعدها از کلاسهای روح ا خالقی،ابوالحسن صبا و مرتضی محجوبی و دیگر هنرمندان بهره ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می دانم. سومین استادش مرحوم ناصر سیف بود.

شروع فعالیت حرفه ای

banan8

غلامحسین بنان به سال ۱۳۱۵ خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ایران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد.

در سال ۱۳۱۹  که رادیو تأسیس شد، بسیاری از هنرمندان به رادیو دعوت شدند که در صدر آنها بنان بود.

درآن زمان، شادروان روح الله خالقی  مسولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می خواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و صبا هم با ویلن او را همراهی می کند و درآمد سه گاه او تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید شما نواختن ویولن را قطع کنید. روح اله خالقی به بنان اشاره می کند گوشه حصار را بخواند و بنان بدون اندک مکثی، با چنان مهارت و استادی فرود می آید که روح الله خالقی برخواسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می کند. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه بنا به دعوت استاد داود پیرنیا همکاری داشت.

در سال ۱۳۲۱ به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت. بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت.

بنان مدتی را نیز به تعیلم فن بازیگری پرداخت و به تصدیق نزدیکانش دارای استعداد زیادی در این زمینه بود.

در سال ۱۳۲۷ همراه چهره های معروف آن روزگار در فیلمی به نام طوفان زندگی ساخته علی دریابیگی و اسماعیل کوشان بازی کرد که داستان آن در انجمن موسیقی ملی اتفاق می افتد. در این فیلم بنان دو ترانه از ترانه های معروفش را بطور زنده اجرا می کند.

در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و همچنین در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد.

سانحه ی تصادف

11283284_1620369678216030_1186082059_n

آذر ماه ۱۳۳۶ وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جاده کرج مشغول رانندگی بود با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می کرد، شادروان ابوالحسن ورزی، دوست نزدیک بنان شعر زیر را تحت تاثیر این واقعه سرود:

دیدیم چو بازیگری دور زمان را

بازیچه گرفتیم همه کار جهان را

ما از گذر عمر بجز درد چه دیدیم

تا دل بسپاریم جهان گذران را

باریست گران محنت این عمر به دوشم

تا چند کشم زحمت این بار گران را

از بهر نمایاندن غمهای نهان بود

روزی که دمیدند به تن پرتو جان را

در خرمن صاحب نظران برق بلا شد

آن شعله که افروخت چراغ دگران را

آماج بلا جز دل ارباب هنر نیست

سر خط امان داده قضا بی هنران را

می خواست که در چشم هنر نور نماند

آسیب رسانید اگر چشم بنان را

افسوسکه تاریک شد آن دیده که می دید

با برق نگاهی همه اسرار نهان را

بنان، برای معالجه به خارج از کشور مسافرت کرد و بعد از برگشت از این سفر تصمیم گرفت در مواضع هنری خود بازنگری کند. او می گفت: من از این پس کوشش می کنم آثاری اجرا کنم که واجد وزنی شاد و شعری امیدوار کننده است. من جدا از ادامه ی شیوه ی قدیم که شباهت به مرثیه خوانی دارد خسته شده ام، البته در این زمینه سازندگان آهنگ باید با من یاری و همکاری کنند. حاصل این تصمیم اجرای ترانه های دلنشین و ساده ای است که اتفاقا از خیلی از تصانیف آن دوره ی رادیو استوارتر و برازنده ی خواننده ی عالی مقامی چون او می باشد.

ادامه مطلب….

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای جلوگیری از اسپم *